سخن « كفايه » . و از نقول مذكوره در كتاب « عنوان الافتا » چنان معلوم مىگردد كه فتوى بر آن است كه وجوب او على الفور است .
و اما در مذهب شافعى رحمه اللّه وجوب زكات على الفور است . در « انوار - شافعيه » گويد كه واجب است اداء زكات بعد از تمكن على الفور ، يا بنفس خود يا به وكيل يا به صرف به امام ، و آن اولى است اگر عادل باشد ، و اول اولى است اگر عادل نباشد . اين است حكم وجوب زكات .
و اما نيّت در مذهب حنفى ؛ در « هدايه » گويد : و جايز نيست الّا به نيتى كه مقارن ادا باشد يا مقارن به بيرون كردن مقدار واجب باشد ، و اگر تصدّق كند جميع مال خود را و نيّت زكات نكند ساقط مىشود فرض زكات از او از روى استحسان . اين است سخن « هدايه » .
و اما نيّت زكات در مذهب شافعى ؛ در « انوار شافعيّه » گويد كه در اداى زكات واجب است نيّت بدل ، و واجب نيست لفظ او اصلا ، و اگر بدهد بىنيّت واقع نمىشود از فرض او ، و اگرچه فراموش كرده باشد . و كيفيت نيّت آن است كه گويد كه اين فرض زكات مال من است ، يا زكات مال من است ، يا فرض صدقهء مال من است . و واجب است بر سلطان كه نيّت كند در زكات مال ممتنع ، و نيّت سلطان قايم مقام نيّت او مىگردد . و اگر بسلطان دهد زكات خود را طايع ، يا به وكيل دهد ، پس اگر وقت دادن نيّت كرده كافى است . و محتاج نيست به نيت سلطان و وكيل نزد تفريق . و اگر دافع ترك نيّت كند ، و سلطان و وكيل نيّت كنند كافى نيست . و اگر كسى را وكيل سازد در نيّت و تفريق ، هر دو جايز است .
اين است نقل « انوار » .
اما كيفيت فراگرفتن سلطان يا امام زكات را از كسى كه بر او واجب شده ، بايد دانست كه كسى كه زكات بر او واجب گشت حال او از دو بيرون نيست :
يا آن است كه او در دادن زكات مال ممتنع است از ادا يا نى ؛ اگر ممتنع است از ادا ، بر امام و سلطان واجب است كه زكات را از او گيرند ، و اگر تقصير كنند بعد از قدرت بر او در آن مقصر باشند و آثم گردند . و اگر ممتنع نيست از ادا ليكن بحيثيتى
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٢٥١