عشر نيست در رياحين و حنا و گل و وسمه . و ابو يوسف رحمه اللّه در حنا عشر واجب گردانيده زيرا كه آن را مىكوبند و سالها نگاه مىدارند . و در « مبسوط » ياد كرده كه عشر در وسمه واجب است نزد امامين هردو .
و در كتاب « منتقى » آورده كه ابراهيم بن هراسه گفته : از امام محمد سؤال كردم كه زمين عشرى در او درختى باشد كه ميوه نداشته باشد ، همچو درخت توت و بيد ؟ گفت : عشر در او نيست . و بعضى مشايخ ما رحمه اللّه گفتهاند كه هر گاه كه استنما كند زمين خود را بقوايم درخت بيد يا نى و آنچه بدان ماند و هرساله آن را قطع كنند و فروشند واجب گردد در او عشر . و امام ابو يوسف رحمه اللّه گفته :
آلوئى كه آن را خشك مىكنند ، او بمنزلهء مويز است ، و در او عشر واجب است .
و همچنين است عنّاب و هيچ عشر نيست در شفتالو و سيب و امرود و آلو و بهى و زردآلو ، و ترنجبين هرگاه كه بر خار افتد در زمين كسى كه گفتهاند كه در او عشر هست . و بعضى گويند كه نيست ، زيراكه آن باتفاقى مىافتد در زمين ، و زمين را از براى آن مهيا نكردهاند . و از اينجاست اگر ترنجبين بر درخت افتد ، عشر در او نيست . اين است سخن « عنوان الافتا » . اما فرق ميان زمين عشرى و خراجى و آب عشرى و خراجى در باب عشر و خراج مذكور گردد انشاء اللّه تعالى .
اما زكات زرع و ثمار در مذهب شافعى ؛ در « انوار شافعيه » گويد : صنف دوم از اصناف اموال زكوى نبات است ، و او را شرطهاست : اول آنكه آن نبات قوت گردد به اختيار همچو گندم و جو و برنج و ارزن و ذرت و نخود و عدس و باقلا و ماش و لوبيا و جلبان - كه دانهاى است نزديك به ماش از حبوب - و انگور ، و رطب از ميوهها . پس آنچه قوت نگردد به اختيار ، همچو حلبه و كنجد و شونيز و رازيانج و كرويا و زيره و كشنيز و شهدانه و خرپزه و خيار و انجير و امرود و زردآلو و آلو و بهى و شفتالو و سيب و انار و جوز و بادام و ترب و سلق و شلجم و جزر و قسط و بادنجان و نيشكر و پنبه و صنوبر و چنار و زيت و زعفران و ورس و عسل و دوشاب و سركه و عصفر و دانه او و بقول و دانههاى ايشان ، زكات در اين جمله واجب نمىگردد . )
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص٢٣٨