و المى بدان فاسقان نمىتواند رسانيد ، با وجود اين باكى نيست اگر اقدام بدان نهى نمايد ، و اين عزيمت است . و اگر چه جايز است كه اقدام ننمايد و ساكت گردد ، و آن رخصت است . اين است سخن « محيط » .
اما شروط محتسب : اول آن كه مكلف باشد ، پس بر صبى و مجنون احتساب نيست . دوم آنكه مسلمان باشد ، زيرا كه كافر را حسبت نيست . سيوم آنكه قادر باشد ، پس واجب نيست بر عاجز ، و شرط نيست كه آزاد باشد و مرد عدل باشد ، پس واجب است احتساب بر بنده و زن . و واجب باشد بر فاسق كه احتساب به فعل كند ، زيرا كه قول او مقبول نيست از روى وعظ . و در « محيط » آورده است كه اگر كسى منكرى ديد و اين بيننده مثل آن منكر ارتكاب مىكند ، بر وى لازم است كه از آن منكر نهى كند . زيرا كه بر او واجب است كه آن منكر را ترك كند و ديگرى را از آن نهى كند . و بعضى گفتهاند كه امر معروف و نهى - منكر مشروط است به عدالت ، و فاسق را نمىرسد كه امر معروف و نهى منكر كند .
و مذهب صحيح كه جمهور علما برآنند آن است كه عدالت در آن باب شرط نيست و بر مكلف واجب است كه فسق را نهى كند و به طاعت امر كند . و فسق كردن معصيت است و ترك امر معروف و نهى منكر نيز معصيت است .
و اختيار امام غزالى رحمه اللّه آن است كه احتساب به قول از محتسب فاسق اعتبار ندارد و ساقط است به نسبت با كسى كه عالم باشد به فسق او ، زيرا كه در كلام او بر اين تقدير فائدهاى نيست . اما احتساب به فعل از او متصور است و معتبر ، مثل شكستن آلات ملاهى و ريختن شراب . و گاهى كه محتسب بداند كه كلام او نفع نمىدهد و مضرت مىدهد اگر منع مىكند ، وجوب احتساب ساقط باشد ؛ و حرام است بر او حاضر شدن در آنجا ، و بايد كه بر اين تقدير از خانه بيرون نيايد الّا از براى حاجتى مهمه يا واجب . و لازم نيست او را كه مفارقت كند از آن شهر ، و نه آن كه هجرت كند ، مگر آنكه ترسد كه بفساد افتد يا حمل كنند بر مساعدت ظلم و منكرات . و اگر داند كه نفع نمىدهد سخن او و ليكن نمىترسد كه به دو مكروهى رسد واجب نيست منع ، ليكن مستحب است . و اگر داند كه
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٧٨