او مىكند منكر است . پس اگر داند حاجت به تعريف نيست ، و اگر نداند تعريف واجب است به لفظ بىعنفى . همچنانچه روستائى را ديد كه اتمام ركوع و سجود در نماز نمىكند و نماز نيكو نمىگذارد ، بايد كه او را تعريف كند به لطف و بگويد : آدمى هميشه عالم نبوده و نزائيده عالم ، و ما نيز جاهلان بوديم به امور نماز ، و علما ما را در آموزانيدند ، و شايد كه روستاى تو از اهل علم خالى باشد ، يا عالم او تقصير كرده باشد در بيان كردن نماز از براى شما . و بدين نسق تعليم به لطف كند زيراكه ايذاء مسلمان حرام است ، همچنانچه تقرير بر منكر حرام است . و هركسى كه در عوض سكوت از نهى منكر ايذاء مسلم آورد چنان باشد كه خون را به بول شسته باشد . و هيچ عاقل اين كار نكند .
درجهء سيوم نهى است به وعظ و نصيحت و ترسانيدن از خداى تعالى و اخبار وارده كه دلالت بر وعيد آنكس مىكند و حكايات سلف و متقيان .
درجهء چهارم دشنام و تعنيف به سخن درشت همچنانچه گويد : اى فاسق ، اى فاجر ، اى احمق ، اى جاهل ، اى مغرور ، اى غبى ، و بايد كه فحش نگويد ، و چيزى نگويد كه متضمن نسبت او باشد به زنا و مقدمات آن و دروغ نباشد .
درجهء پنجم تغيير به دست ، همچو شكستن ملاهى و ريختن شراب و بركندن ابريشمينه از او و برون كردن او از خانهء مغصوب .
درجهء ششم تهديد و تخويف است ، چنانچه گويد ازين كار درگذر و اگر نه سرت مىشكنم . يا مىگويم كه ترالت كنند و مانند آن .
درجهء هفتم زدن او را به دست و پا و غير آن به قدر حاجت ، و بيرون آوردن سلاح اگر احتياج بدان افتد .
درجهء هشتم آنكه استمداد كند به غير اگر احتياج واقع شود . و اگر صفها راست كنند و مقاتله كنند ، حكم دفع صائل دارد ، و در آن باب مذكور شده .
اين است درجات احتساب بوجهى كه در « احياء علوم » ياد كرده .
و در كتاب « محيط » ذكر كرده كه كسى كه خواهد كه نهى كند قومى را از فسّاق مسلمانان از منكرى و غالب راى او آن باشد كه كشته مىشود ، و زخمى
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٧٧