دهد جهت آنكه حق خود را فراگيرد يا دفع ظلم از خود كند ، پس او داخل در اين وعيد نيست كه در حديث مذكور شده . و روايت كردهاند كه عبد اللّه بن - مسعود را رضى اللّه عنه در زمين حبشه گرفتند در چيزى ، و او دو دينار طلا داد تا او را خلاص كردند . و روايت كردهاند از جماعتى از ائمهء تابعيان كه ايشان گفتهاند كه باكى نيست كه چيزى به كسى دهد از آن جهت كه دفع ظلم از مال و نفس خود كند گاهى كه ترسد . اين است سخن صاحب « نهايه » .
و امام محمد بن الحسن رحمه اللّه در « سير كبير » آورده كه آنچه به رشوت آن را فراگيرند آن ملك نمىگردد . و در « قنيه » آورده در « رمز عك » و گفته كه در غير او از كتب موجود است كه قاضى كه او را رشوت حرام دادند كه اصلاح مهم كند و او اصلاح كرد بعد از آن پشيمان شد ، باز دهد آنچه به دو دادهاند . « 1 » و هم در « قنيه » آورده كه دو كس با يكديگر تعاشق مىكنند ، و هريك به ديگرى چيزى مىدهند ، آن رشوت است . و ثابت نمىگردد ملك در او ، و آن كسى كه داده مىتواند آن را بازستاند . و در « خلاصهء عزيزى » آورده كه كسى زنى را مىخواهد كه به زنى درآورد و او را زوجهء خود سازد و آن زن در خانهء برادر است و برادر مىگويد : اين زن را به تو نمىدهم ، تا چندين دهى ، و آن مرد داد و زن را زوجهء خود گردانيد ، مىرسد او را كه آن زر را كه به دو داده از براى تزويج باز ستاند ، زيراكه آن رشوت است . و در « قنيه » آورده در رمز « نج » كه اگر كسى را بر كسى قرضى است و او را از آن دينبرى ساخت تا اصلاح كند مهم او را نزد سلطان ، و او اصلاح كرد مهم او را ، آن رشوت است ، و براءت حاصل نمىگردد .
و اگر مردى قبول نمىكند كه پيش زن خود خسپد و با زن گويد كه مرا از مهر ابرا كن تا با تو بخسپم ، پس او را ابرا كرد ، بعضى گويند ابرا حاصل مىگردد ، زيرا كه ابرا از براى تودّدى است كه داعى به جماع است ، و پيغامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده كه هديه دهيد به يكديگر تا همديگر را دوست گيريد ؛ به خلاف ابرا در
هامش
( 1 ) در حاشيه نسخهء اصل عين عبارت « قنيه » را آورده است : قاض او غيره دفع اليه سحت لاصلاح المهم فاصلح ثم ندم ، يردّ ما دفع اليه .