بايد قاضى ساخت تا مشغول گردد بدرس .
و در « فتاواى صغرى » گفته : تعليق عزل قاضى به شرط صحيح است تا آن كه اگر خليفه بنويسد كتابى كه هرگاه كه كتاب من برسد به تو پس تو معزولى ، پس چون اين كتاب به قاضى برسد معزول شود : و در « هدايه ناطفى » گفته كه هرگاه كه قاضى وفات كند ، خلفاء او منعزل مىگردند . و ابو يوسف رحمه اللّه بر آن رفته كه منعزل نمىگردند . و در « محيط » گفته كه سزاوار آن است كه منعزل شود نائب به عزل قاضى زيراكه او نايب سلطان است يا نايب عامه است ، نمىبينى كه او منعزل نمىشود به موت قاضى ؟ در « فوايد شمس الاسلام » آورده كه سلطان گاهى كه شرط كند در تقليد آنكه قاضى امتثال امر يكى نكند ، پس او مخالفت كند منعزل گردد ، اما باطل نگردد آنچه گذشته است از قضاياء او .
و اگر تقليد قضا به دو كنند بعد از آن برسد به دو كه خصومت فلان نشنود ، منعزل گردد در حق او .
و در « هدايه » آورده كه اگر قاضى عدل باشد و فاسق گردد به فراگرفتن رشوت يا غير آن ، منعزل نمىگردد اما مستحق عزل مىشود . و بعضى ازين مبحث سابقا مذكور شد .
اما احكام عزل در مذهب شافعى : در كتاب « انوار شافعيه » آورده كه انعزال قاضى حاصل مىگردد به هر چيزى كه اگر در اول امر آن چيز در قاضى بودى قضاء او منعقد نمىشد . پس اگر قاضى مجنون شود يا مغمى عليه گردد يا كور يا گنگ يا كر يا فاسق يا مرتد يا آخذ رشوت گردد ، منعزل مىشود . و اگر از اهليت ضبط و اجتهاد بيرون رود از براى غفلتى يا نسيانى ، منعزل گردد و حكم او نافذ نباشد . و اگر اين احوال زايل گردد ، بازنمىگردد ولايت او مگر به توليتى جديد .
و امام را مىرسد كه عزل قاضى كند هرگاهى كه ظاهر شود ازو خللى . و كافى است از او غلبهء ظن ، و اگر ظاهر نگردد از او خللى . پس اگر در آنجا كسى نيست كه صلاحيت قضا دارد ، جايز نيست عزل او و نافذ نيست عزل او ، اگر از پادشاه صادر گردد . و اگر در آنجا كسى هست صالح قضا كه افضل از اوست جايز است
سلوك الملوك ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: فضل الله بن روزبهان خنجى اصفهانى
ص١٦٣