از هشتصد و شانزده چه نه ماه گذشت * از گاه و گلاه سرورى شاه گذشت
بگذشت و جهان بىوفا را بگذاشت * آگاه ز حال خويش ناگاه گذشت
او را در مقبرهء كه در جنب ابواب البر ساخته دفن كردند ولادتش دوازدهم ذيحجه سنه ثمانين و ستمائه
سلطان ابو سعيد خان بهادر خان بن الجايتو سلطان
بعد از پدر پادشاه شد و چون دوازده ساله بود زمام امور سلطنت در دست امير چوپان بود و امير چوپان ايالت خراسان به پسر خود امير حسن داد و گرجستان به پسر ديگر شاه محمود و ديار روم به پسر ديگر امير تيمور تاش تفويض كرد و پسر ديگرش امير دمشق را بر در خانه نيابت داد و دلشاد خاتون دختر دمشق را با سلطان تزويج كرد و خواجه رشيد را از وزارت عزل نمود و بعد از مدتى در حدود ابهر او را در شهور سنه ثمان عشر و سبعمأه بقتل آورد و چون دوازده سال از پادشاهى سلطان ابو سعيد گذشت با امير چوبان متغير گشت و با دختر او بغداد خواتون كه در حبالهء امير شيخ حسن ايلكانى بود عشق ورزيدن گرفت و خواستكه او را از امير شيخ بيرون آورده بنكاح خود درآورد امير چوبان تمكين نكرد و فتنهء عظيم پيدا گشت و امير چوپان با پسران در سر اين كار شدند و خاتمه كار امير چوپان و فرزندان خواهد آمد و عاقبت امير شيخ حسن بغداد خاتونرا طلاق داده بنكاح سلطان درآمد و سلطان شيفته و فريفته او شد عنان اختيار سلطنت در قبضه اقتدار او نهاده او را ملقب بخواند كار ساخت وزارت بعد از قتل امير چوپان در سنه ثمان و عشرين و سبعمائه بخواجه شهاب الدين محمد رشيد كه بانواع فضائل و خصائل آراسته بوده تفويض فرمود سلطان در حسن خط شاگرد خواجه نصير صيرفيست و در شجاعت از ساير پادشاهان مغول ممتاز بود اول پادشاهى كه در ايران لقب مادر اضافه اسم او كردند اوست تابستان در سلطانيه نشستى و زمستان در بغداد باقراباغ قشلاق گرفتى و او را با ارباب فضل و هنر و شعر ميلى تمام بود و صورت خوب و سيرت نيكو داشت ولادتش در شب چهاردهم ذيقعده سنه اربع و سبعمائه اتفاق افتاد در ماهى دشت طارم و وفاتش در بيلقان از آنجا نعش او را بسلطانيه نقل كردند و در گنبديكه قرب سلطانيه بود مدفون شد بعد ميرزا اميرانشاه بن تيمور بتخريب آن گنبد حكم كرد و او را از آنجا بيرون آورده بگنبد ابواب - البر در پهلوى پدرش الجايتو سلطان دفن كردند ابن يمين در تاريخ او گفته :