تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 780

مساهمون:

ص٧٨٠
و پنجهزار دينار طلا در دفاتر قديم مسطور است و مزار فايض الانوار حضرت قطب الاولياء برهان العرفا سلطان الساكين شيخ صفى الدين و اولاد بزرگوارش در آنديار است و مطاف طواف خلق روزگار است و از ارباب جرايم هركه بدانجا پناه ميبرد از حوادث روزگار مصون و محروس ميماند

خلخال

شهرى وسط بوده است و اكنون علم ولايتى شده كه قريب صد موضع باشد در قديم الايام بر سر كريوه ولايت خلخال كه از بلندى به آسمان دم مساوات مىزند چنان كه اثير گويد :
گه كرده خشك سينهء او را مطنجنه * مه برده سر كريوهء او را بميهمان
شهرى بوده فيروزآبادنام كه حاكم‌نشين آنديار بوده است و حاكم آنجا را قاجريان ميگفته‌اند و بعد از خرابى فيروزآباد خلخال حاكم‌نشين شد و اكنون آن نيز خرابست و در انولايت دره‌ايست به طرف آفتاب روى آن چشمه‌ايست كه آبش بتابستان يخ مىبندد و به طرف نسا چشمه‌ايست كه بيضه در آن ميپزد و در يكفرسخى خلخال كوهيست چون ديوارى راست بالا رفته مانند كوه بيستون بلندى آن دويست گز باشد و فرازش به شكل مخرجه كوهى تقريبا يازده گز بيرون آمده و آنمخرجه ذهابست و لا يزال قطرات از آن فروميريزد چنان كه دو آسياگردان آب ازان قطرات حاصل مىشود بنياد زرع خلخال از آن آبست و در آنحدود علف‌زارهاى نيكو است و ماست در آنجا چنان ميبندند كه بكارد مىبرند

دار البرز

ولايتى است در او صد پاره ديه باشد

شاهرود

ولايتى است متصل بهم كمابيش سى پاره ده باشد و شنال از معظمات آن ولايست و الحق آنقريه‌ايست بغايت خوش‌هوا در دره واقعشده و خانهايش بر بلندى و باغاتش در نشيب

بلوك پيشكين

در اين بلوك هفت شهر است و اكنون هريك از آنشهر ها به قدر دهى باقيمانده است اما

پيشكين

را اول ورامى گفته‌اند چون پيشكين كرجى حاكم آنجا شد بنام او معروف گشت

ارد ، و ارجاق

دو قصبه‌ايست آباد فيروز بن يزد - جرد بن بهرام گور ساخته و در قديم آن را شادفيروز ميخواندند و اورجاق پسر فيروز عمارت كرد

آهر

قصبه‌ايست مسود اوراق گويد كه در تابستان به آنجا رسيدم كه برودت هوا كثرت هبوب شمال و صبا بمرتبهء بود كه با وجود پوستين بدن از شدت برد آزار ميكشيد

كليبر

قصبه‌ايست در ميان بيشهء افتاده و چند ولايت ديگر در اين بلوك هست كه ذكر زيادهء آن حاصلى ندارد

بلوك خوى

در اين بلوك چهار شهر بوده -

خوى

-
زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 780 | مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )