تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧
و بيست و هفت پاره شهر و هواى اكثر آن بلاد بسردى مايلست و حدودش بولايت عراق عجم و موغان و گرجستان و ارمن و كردستان پيوسته است طولش از بادكوبه تا خلخال نود و پنج فرسخ و عرض از ماجروان تا كوه سينا پنجاه و پنج فرسنك دار الملك آذربايجان در ما قبل مراغه بوده است و اكنون تبريز است ليكن تبريز در سنه 993 بسبب استيلاى روميه به كلى ويرانشده است و قلعهء آنطايفه در آنجا ساخته‌اند و جمعى از سپاهيان در آنجا ساكن گردانيده‌اند تا بمحافظت آنولايت قيام نمايند و معمور است و جمعى قليل از اهل تبريز در نواحى آنقلعه ساكنند و آنجماعت را نيز از ظلم آن طبقه كار بجان و كارد به استخوان رسيده است اهل تبريز بعضى بهنگام فتح شهر كشته شدند و برخى را به علت اسيرى بردند و جمهور ايشان در اطراف بلاد عراق متفرق و پراكنده گشتند و حقوق ديوانى آذربايجان در زمان سلجوقيان و اتابكان ششصد و پنجاه هزار تومان اين زمان بوده است

بلوك تبريز

سه شهر است اما

تبريز

از اقليم چهارم است و قبهء اسلام ايران بود طولش از جزاير خالدات مدع و عرض از خط استوا الح ع زبيده خاتون زوجهء هرون الرشيد ساخته فى سنه 199 و بعد از شصت و نه سال در زمان متوكل عباسى بزلزله خراب شده قاضى ركن الدين جوئى در مجمع ارباب الممالك آورده كه در آنوقت ابو طاهر شيرازى منجم در تبريز بود حكم كرد كه در آنشب شهر بزلزله خراب گردد و حكام بالزام مردم را بصحرا راندند تا در زير خاك هلاك نشوند و آن حكم موافق آمده آنشهر در همان شب به كلى خراب شد و قرب چهار هزار كس كه در شهر باقى مانده بودند و يكى از امراى او كه قبل از القايم باللّه عباسى حاكم تبريز بود به اختيار منجم مذكور بطالع عقرب بنياد عمارت تبريز مذكور نمود كه تبريز را از زلزله آفتى نرسد مگر سيلاب دور باروى شهر ششهزار گام بوده و ده دروازه داشته و چون در عهد مغول دار الملك گشت ازدحام تمام در آنجا روى نموده بر ظاهر شهر عمارت كردند چنانچه عمارات ظاهر شهر ده برابر بلده بود غازان خواست كه تبريز را حصار كند چنانچه تمامت باغات و عمارت وليان كوه و سنجار آن داخل شهر گردد اما بجهة وفات او باتمام نرسيد و غازان خان در زير شهر در موضعى كه آن را اشام ميگفتند شهرچهء بجهة مقبرهء خود ساخته است و در آنجا عمارات عاليه كرده و بشب غازان مشهور است و وزير سعيد خواجه رشيد الدين بموضع ليانكوه شهرچه ديگر ساخته و آن را ربع