تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 782

مساهمون:

ص٧٨٢
واقعست چنان كه آنكوهرا تا نيمروز سايه بآنده است و هركه بزرگ كشيشان بوده در قديم آنجا ساكن ميشده

ولايت موغان

هوايش گرمسير است و بعفونت مايل و حدودش بولايت او من و شروان و آذربايجان پيوسته است حقوق ديوانيش در عهد سلجوقيان صد و نود و پنجهزار تومان تبريزيست و در عهد مغول بسى تومان و سه هزار دينار خانى رسيده و اكنون حال آن باقى نيست از كريوه سنگ بر سنگ كه محاذى تومان بيشكين است تا كنار آب ارش ولايت موغان و درين مسافت چندانكه كوه سيلان پيدا نباشد گياه آن زهردار است و چهارپايان را هلاك كند و در بهار زهرش كمتر بود و دابهء گرسنه را بيشتر ضرر رساند و چون كوه سيلان پيدا شود آنمضرت در آن نباشد اما آب ارش از كوههاى ارزن الروم برميخيزد و آن حد از حدود از جنوب بشمال رفته بر ولايت ارمن ميگذرد و به آب كرد فراهواضم شده در حدود ولايت كشاسفى بدرياى خزر ميريزد و اينولايت بر مجرى اين آبست و زراعت بسيار كنند طول اينرود صد و پنجاه فرسنگ است و در عجايب المخلوقات مسطور است كه معلول علت رشته چون از آب ارش بگذرد به شرطى كه پايش تا زانو يا بيشتر در آب باشد همان لحظه از آنعلت خلاص يابد و اگر شخصى از آن آب بگذرد چنان كه نيمهء زيرين بدنش در آب باشد يا بيشتر چون دست بر پشت زن عسر الولد كشد فى الحال وضع حملش روى نمايد

باجروان

از اقليم چهارم است در قديم شهر موغان بوده و اكنون خرابست و به قدر دهى آبادانى دارد و در مسالك الممالك مسطور است كه اين آيه در كلام مجيد در حكايت حضرت موسى و خضر واقعست قوله تعالى
« إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً »
تا اينجا كه
« عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً »
اين صخره صخرهء شروانست و آن بحر درياى جيلان و آنقريه ده باجروان و در صور الاقاليم آمده كه صخرهء موسى در انطاكيه بوده و هواى باجروان بگرمى مايلست

پيلوار

از اقليم پنجمست امير پيلهء سوارنام يعنى سوار بزرك از امراى آل بويه ساخته و اكنون مقدار قريهء مانده است

محمودآباد

در صحراى كاومارى در كنار دريا است غازان خان ساخته

ابرشهر

ابن گودرز ساخته فردوسى گويد
كزين ابرشهره جوهاد كرد * بجنك از جهان روشنائى ببرد
در كنار بحر جيلان واقعست

آران

از كنار آب ارس تا كرمين النهرين ولايت آرانست پيلقان از اقليم پنجم