رشيدى نام كرده و در او عمارات بىنظير ساخته و خواجه تاج الدين عليشاه تبريزى در خارج محلهء سامبان مسجد جامعى بزرك ساخته صحنش دويست و پنجاه گز و طاقى بزرك از طاق كسرى عالىتر باتمام رسانيده اما چون در عماراتش تعجيل نمود آنطاق فرودآمده و در آن مسجد انواع تكلفات بتقديم رسانيده و سنگ مرمر بيقياس به كار برده و شيخ حسن چوپانى عمارتى عالى كه به آن زينت و استحكام پيش از آن در تبريز عمارتى نساخته بودند باتمام رسانيده و اكنون باستاد شاگرد مشهور است و جهانشاه قرا يوسف تركمان مسجد جامعى در تبريز ساختهاند كه مثل آن عمارتى در ربع مسكون نيست و همچنين حسن بيك بن على بن قرا عثمان تركمان مسجدى ديگر در غايت تكلف ترتيب داده حضرت خاقان مغفور نيز مسجدى نظيف در كمال زينت و استحكام ساخته بود اما روميه بسبب عداوتى كه با دودمان ولايت نشان داشتند مسجد را به كلى ويران و سوختند و شهر تبريز باغستان بسيار داشت و آب مهرازود كه از كوه سهند ميآيد و نهصد و چند كاريز كه ارباب ثروت احداث كرده بودند در آن باغات صرف ميشد اكنون بشآمت روميان يكدرخت و يك برگ سبز در آنديار نمانده است و مضمون كريمه
« إِنَّ يَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ »
بظهور پيوسته اميد كه عنقريب اين مضمون بيت شيخ نظامى درباره آنطايفه بتحقيق پيوندد كه
درخت افكن بود كم زندگانى * بدرويشى كشد نخجير بانى
مسود اوراق از ثقهاى استماع نموده كه روميه از تبريز اولاد صغار و سادات عظام اسير كرده بولايت مصر و شام برده فروختند از آن جمله رومئى سيدزاده را در معرض بيع آورده بود و مشترى در قيمة آن مضايقه داشت رومى بر زبان آورد كه اين پسر از نسل پيغمبر است او را ببهاى اعلا بايد خريد مشترى از او سؤال نمود كه اينمعنى از كجا بر تو ظاهر شده جوابداد كه پدرش را من كشتم و گيسوانش را گرفته سر او را نزد دار بردم بالجمله فسادى كه در آن بلده بظهور رسيده در هيچ تاريخى كس نشان نداده و از ميوههاى تبريز امرود و تخم خلف و سيب مشكى و زردآلوى حلوينى و تخم احمد و انگور خوردهء رازقى و ملكى و طبر زد و خربزه مجد الدينى و آلوى زرد بسى نيكو مىباشد مردم آنجا سفيد چهره و خوب صورت و متكبر و صاحب نخوتاند و در قديم اكثرشان بقول حمد اللّه مستوفى شافعى مذهب بودهاند اما در عهد خاقان جنت مكان