فرسنك راه آنكوهرا توان ديد و مشهور است كه بيست و چهار هزار چشمه از آنكوه برميخيزد اما آنچه محصور است چهل و دو رودخانه از آن فرود ميآيد و بر قله آنكوه چشمه ايست در سنك خارا گويند هفتهء يكروز آن آب بر زمين ميرسد و باقى اوقات نميتواند رسيد و اسدآباد شهرى بوده است و اكنون خرابست
درگزين
در ما قبل دهى بوده است از ناحيه اعلم همدان و اكنون شهر وسط است و زمينى مرتفع دارد و در او باغستان بسيار است و غله و پنبه و انگور نيكو ميآيد مردم آنجا از قديم سنى شافعى مذهباند
رود - آور
قصبهايست و قصبات ديگر مثل تويسركان با هفتاد موضع ديگر از توابع آنست هوايش سردسير باعتدالست و آبش از كوه الوند و زمينش مرتفع در آنجا پيش از اين زعفران بسيار مرزوع ميكردهاند و شبديز و فولاد نيز ولايتست و چند موضع توابع دارد و سامان ديهى است بزرگ از حوالى خرقان
نهاوند
از اقليم چهارم است طولش لح و مه و عرض لدك شهرى وسط بوده و اكنون قلعهاى مانده است هوايش معتدل و آبش الوند كوه و زمينى مرتفع دارد و مردم آنجا كردانند و از قديم باز شيعى اثنا عشريند
بلوك يزد
سه شهر است اما
يزد
را در كتب ما تقدم از كورهء اصطخر فارس گرفتهاند و يزد از اقليم سوم است طولش قط ع هوايش معتدلست آبش از كاريز و قنوات و اكثرى عمارات ظاهرى آن از خشت خام است چه در آنجا بارندگى كمتر مىباشد و گلش مانند گل كاشان بقوتست و در آنجا نيز مانند كاشان سردابها و حوضخانها ساختهاند و در آنجا آب جاريست چنانچه چند زينه پايه فرو بايد رفت تا بسر آب رسند و يزد شهرى بغايت پاكيزه و نظيف است و در آن شهر كثافت نميباشد چه فضله آدمى و حيوانرا روزبروز از شهر بيرون مىبرند و در زاعت مياندازند حاصلش غله و و پنبه و ميوه و ابريشم است اما غله آنجا چندان نيست كه اهل آن را كافى باشد بلكه از كرمان و شيراز غله به آنجا نقل ميكنند و غلات بدين سبب تسعير دارد از ميوهايش انگور مثقالى و انار شيرين و انجير بغايت نيكو مىباشد مردم آنجا قبل از اين شافعى مذهب بودهاند و اينزمان اكثر اثنا عشريند و اهل يزد بالتمام عمل پنبهاند و اكثر بجامهبافى مشغول و سليم الطبع و سلامت روند حمد اللّه مستوفى گويد كه عمل پيشگان يزد معجب و طامع و مفسدند و اهل آنجا را بسستى طبع منسوب دارند
نائين و مسد
دو شهر كوچكند از اقليم سوم
ذكر بلاد آذربايجان
و آن نه بلوكست