خوارزمشاه محمد بن ميكاتكين
از موالى سلجوقيان بود چون سلطان كيارق حكومت خراسان بامير جيش التوساق داد ، در سنه تسعين و اربعمأه محمد بن پيلكاتكين را بخوارزم فرستاد و خوارزمشاه نام كرد و او بعدل و داد مشغول بود علما و صلحا را دوست داشتى روزگارى در كامرانى گذاشت و در سنه احدى و عشرين و خمسمأه وفات يافت و مدت پادشاهى او سى و يكسال بود
خوارزمشاه اتسز بن محمد
بعداز پدر پادشاه شد و بعضى از ممالك تركستان و دشت قبچاق در تصرف آورد شصت و يكسال بزيست و در اثناى سلطنت دو كس را بطريق ملاحده فريفته بود و روح ايشانرا خريده فرستاده بود تا سلطانسنجر را هلاك كنند اديب صابر را خبر شد نشان آن دو شخص را نوشت و بمرو فرستاد تا ايشانرا بكشند اتسز چون خبر يافت اديب را بجيحون انداخت سلطان سنجر در سنه اثنين و اربعين و خمسمأه قصد خوارزم كرد و قصبهء هزار اسب را محاصره نمود و انورى در خدمت حضرت سلطان بود و اين دو بيت بر تيرى نوشت و بهزار اسب انداخت :
اى شاه همه ملك زمين حسب تراست * وز دولت و اقبال جهان كسب تراست
امروز بيك حمله هزار اسب بگير * فردا خوارزم و صد هزار اسب تراست
رشيد وطواط در هزار اسب بود و جواب بر تيرى نوشته بينداخت :
گر خصم تو ايشاه بود رستم گرد * يكجوز هزار اسب نتواند برد
چون هزار اسب گرفته شد و سلطان از وطواط در خشم بود فرمود تا او را بهفتپاره كنند از نزديكان حضرت يكى گفت وطواط مرغكى ضعيف است طاقت هفتپاره ندارد اگر فرمان باشد او را به دو پاره كنند سلطان بخنديد و بر حال او ببخشود آوردهاند كه سلطان وفات يافت رشيد وطواط بعدازو بسيار بزيست و در سنه احدى و خمسين و خمسمأه اتسز وفات يافت رشيد وطواط پيشپيش جنازهء او ميرفت و ميگريست و بدست اشاره ميكرد و ميگفت :
شاها فلك از سياستت ميلرزيد * پيش تو بطوع بندگى ميورزيد
صاحبنظرى كجاست تا درنگرد * تا اينهمه مملكت بدين مىارزيد ؟
الب ارسلان بن اتسز
بعداز پدر پادشاه شد و او را دو پسر بود علاء الدين تكش و سلطانشاه در نوزدهم شهر رجب سنه سبع و سبعين و خمسمأه وفات يافت مدت پادشاهى او پانزده سال و هفت ماه بود