زمان او خرج كرد و عبد الملك بن عطاش را باصفهان فرستاد تا آن ولايت را بگرفت سلطان بركيارق در سنه 482 وفات يافت و مدت پادشاهى او دوازده سال بود
ابو شجاع غياث الدين محمد بن ملكشاه
بعداز برادر پادشاه شد قصد بغداد كرد اياز و صدقه كه غلامان پدرش بودند با او مصاف كردند صدقه بقتل آمد و اياز اسير شد چون مراجعت نمود بحصار شاه دررفت عبد الملك عطاش او را از در فرود آورده بخوارى هلاك كرد مدت پادشاهى او سيزده سال بود
معز الدين ابو الحارث سنجر بن ملكشاه
در ايام برادران حاكم ملك خراسان بود و بعداز آن سلطان مغيث الدين ابو القاسم محمود ابن محمد بر وى خروج كرد و منهزم شد بعداز آن به خدمت آمد و عذر خواسته سلطان نيابت خود را در عراق بوى داد ابو القاسم بعداز چهار سال نماند و در زمان او غزان از جيحون گذشتند و مدبر الملك عجمى كه وزير سلطان بود سلطانرا برآنداشت تا بر ايشان تاخت آورده سلطان اسير شده غزان ملك خراسان و كرمانرا گرفتند جمعى از مماليك سلطان كه با غزان برآميخته بودند سلطانرا بگريزانيدند و بقلعهء ترمد بردند و به آنجا در ربيع الاول سنه 522 وفات يافت مدت پادشاهى او چهلسال بود و در حالت نزع اين ابيات گفته است :
به زخم تيغ جهانگير و گرز قلعهگشاى * جهان مسخر من شد چه من مسخر راى
بسى حصار گرفتم بيك نمودن دست * بسى سپاه شكستم بيك فشردن پاى
چو مرگ تاختن آورد هيچ سود نداشت * بقا بقاى خدايست و ملك ملك خداى
ابو طالب ركن الدين طغرل بن محمد بن ملكشاه
قايممقام عم شد و غياث - الدين ابو الفتح مسعود بن محمد بعداز برادر هفده سال سلطنت عراق كرد به نيابت عم و در ايام اوغور بر سلطان خروج كرده ميان او و برادرش محاربات رفت و موالى و نواب ايشان دم استقلال زدند مثل اتابك ايلدگز در آذربايجان و اتابك پهلوان در عراق و سغلريان بفارس
مغيث الدين ابو الفتح ملكشاه بن محمود بن محمد
پسران خود محمود و مسعود با اتابك بوازنه و تاج الدين وزير بفارس فرستاد و خود ببغداد رفت بوازنه ايشانرا باصفهان برد و محمد را بر تخت نشاندند سلطان آهنگ ايشان كرد و بوازنه را بكشت چون عمش نماند ملكشاه قايممقام شد و التفات باميران نكرد امرا متفق شدند و در ضيافت او را گرفته محبوس ساختند و مدت پادشاهى او چهار ماه بود و