تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
هرج‌ومرج باحوال يزد راه يافته امور حكومت را ببرادر خود عز الدين شكر گذاشت و در سنه 509 وفات يافت

عز الدين شكر

سايس و بهادر بودى و او كارهاى عظيم كرد و بعضى از اوقات از قبل سلطان سلجوقى حاكم شيراز و اصفهان شد وفاتش در سنه 604 واقعشد و از او چهار پسر ماند محيى الدين و سام و كيكاوس و قطب الدين در آن روز بعد از پدر والى يزد شد دوازده سال حاكم بود و در سنه 616 وفات يافت

دردان روز الملقب به سلطان قطب الدين

بعد از برادر حاكم يزد شده و هم در آن اوان عزلت اختيار كرده بزعم مترجم دردى بمرتبهء اوليا رسيده در عهد او براق حاجب در كرمان استيلا يافت و دختر او تركان نام را بجهة پسر خود محمود شاه بخواست و در آن جشن زر بسيار نثار كرد و مدحتى و حسينى كه زن ابقا خانست از او متولد شده سلاطين كرمان و اتابكان يزد در حمايت او بودند وفات قطب الدين در سنه 446 روى نمود بعد از پدر سيزده سال حاكم بود قايم‌مقام شده سلغرآباد از آثار اوست و او پيشكش بدرگاه منكوقا آن فرستاده يرليغ حكومت حاصل كرد و بدانجهة مهم او رواج يافت عاقبت با والده‌اش ياقوت در يكسال وفات يافت بعد از پدر قايم‌مقام شده بعد از هشت سال در سنه سبعين و ستمائه فرمان يافت و از او دو پسر ماند علاء الدين و يوسف شاه علاء الدين قايم‌مقام پدر شده در عهد او در سنه 672 سيلى عظيم بيزد آمده خرابى بينهايت روى نمود مردم منازل را گذاشته مجتمع گشتند و آخر در آنجا منازل طرح انداخته محله معتبر شده موسوم بمحلهء سرجمع و اكنون بسرچم اشتهار دارد و اتابك از آن غصه رنجور شده بعد از يك ماه فوت شد

حكومت يوسف شاه

بجاى برادر نشسته خرابى سيل را به قدر امكان تلافى كرده با روى شهر ساخت اما بغايت بد معاش بود دخل او بخرج وفا نمينمود و شرف الدين مظفر و مبارز الدين محمد ملازم او بودند و اتابك بنابر افلاس در ارسال اخراج نهادن مينمود و از ديوان ايلخان بود نام مغولى بداروغگى آنجا مقرر شده و اتابك تاب حكومت او نياورده بر قتل او اقدام نموده ياغى شد سلطان غازان بسردارى محمد ابداجى و چريك اصفهان با سى هزار مرد بر سر راه يزد فرستاد يوسف شاه تاب مقاومت نياورده بسيستان گريخت و ابو مظفر در اثناى راه او زن و بچه بود را برداشته فرار نمود و ايشانرا برداشته باردو رسانيد تربيت يافت و يزد به تصرف ديوان اعلى درآمد

حكومت دقاق

در ولايت قبچاق مردى