مصالحه نمود و در بيستم ربيع الاول سنه 441 به مرض قولنج درگذشت مدت عمرش بيست و نه سال و ملكش نه سال و دو ماه پس از او پسر طفل او على را نامزد آنكار كردند و پس از پنجروز خلع كردند
ذكر حكومت على بن مودود الملقب ببهاء الدوله
بعقيدهء صاحب گزيده دو سال پادشاهى كرد
ذكر حكومت عبد الرشيد بن سلطانمحمود لقبش سيف الدوله
به حكم مودود بر قلعهء كه بر سر راه بست بود محبوس بود در حينى كه عبد الرزاق با لشكرهاى سيستان برگشته بود و بدان نزديكى رسيده وى از قيد خلاص شده آن لشكر را به خود دعوت كرد و ايشان او را بسلطنت برداشته طغرك نام بزرگترين حجاب او بود گرفته دعوى سلطنت نموده دختر سلطانمحمود را در حباله نكاح آورد و تيغ كين بر اولاد سلطان محمود نهاده استقلال يافت عاقبت امراى غزنويه بتحريك خرجنين كه امير هندوستان بود او را بقتل آوردند
ذكر حكومت فرحزاد الملقب بجمال الدوله
بعد از قتل طغرك كافر نعمت در شنبه نهم ذيقعده سنه 444 بحكومت نشست و غلامى چند بر او عاصى شده قصد او كردند و او تيغ از دست يكى از آنطايفه گرفته با ايشان چندان تلاش كرد كه ملازمانش رسيده دفع غلامان كردند بعد از اينواقعه فرحزاد از اشتغال دنيوى دل سرد شده پيوسته ياد مرك كردى تا در سنه 444 به مرض قولنج درگذشت
ذكر حكومت ابراهيم بن مسعود الملقب بظهير الدوله
ولادتش در سنه 444 اتفاق افتاده بعد از برادر بر تخت سلطنت نشست روز دوم از جلوس بعزم زيارت اجداد سوار شده تمامى امرا و اعيان پياده در ركابش رفتند و اينمعنى موجب ازدياد شوكت و مهابت او شده استقلال تمام يافت و او هميشه ماه رجب و شعبان و رمضان روزه داشتى و خط بغايت نيكو نوشتى و هر مصحفى كه به خط خود نوشته با اموال فراوان به مكه معظمه ارسال داشتى و او را سيد السلاطين نوشتندى مدت سلطنتش چهل سال بود
ذكر حكومت مسعود بن ابراهيم الملقب بعماد الدوله
بعد از پدر بر تخت سلطنت نشست و او كريم و عادل و خليق بود و در زمان او خلايق در مهد امن و امان و آسايش غنوده بودند و او خواهر سلطان سنجر را در حباله نكاح داشت و از آن دختر دو پسر متولد شد ارسلانشاه و بهرام شاه وفاتش در شوال سنه 581 بوقوع انجاميد
ذكر حكومت ارسلان شاه
چون ارسلانشاه بن مسعود ابن ابراهيم پادشاه شد خواست كه برادر خود بهرام شاهرا بقتل درآورد بهرام شاه پناه بخال خود سلطان سنجر برد سلطان سنجر او را شفاعت نموده ارسلانشاه قبول نكرد