تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زينت المجالس ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
منشور مملكت خراسان از دار الخلافه بعمرو رسيد و حكام ماوراء النهر همواره تابع حاكمان خراسان ميبودند بلكه عزل و نصب ايشان منوط و مربوط بر رأى حاكم خراسان ميبوده در اين اوان عمرو محمد بن بشير را كه از اخص خواص او بود بضبط ماوراء النهر فرستاد و امير اسمعيل سامانى از جيحون گذشته و با محمد بن بشير حرب كرده او را بقتل آورد و سپاه او منهزم شده بعمرو بن ليث پيوستند و امير اسمعيل بعمرو پيغام داد كه خداوند جل ذكره ممالك وسيع به تو ارزانى فرموده و من گوشهء از اين جهان دارم بايد كه مرا به حال خود بگذارى و شكر نعمت حضرت منعم گذارى عمرو قبول ننموده خواست كه بنفس خود متوجه او گردد و هرچند امرا گفتند كه صلاح در اين نيست كه پادشاه بنفس خود متوجه حرب اسماعيل گردد نشنيد و عاقبت چون دو لشكر در برابر يكديگر صف كشيدند و آواز كوس حربى برآمد اسب عمرو آغاز چالغى كرده سر از دست وى دركشيد و جولان مينمود تا بصف اعدا رسيد عمرو گرفتار شده مقيد گرديد و امير اسمعيل او را ببغداد فرستاده خليفه او را محبوس كرده دو سال در حبس بود و در وقت وفات معتمد از او فراموش كردند تا از گرسنگى قالب تهى كرد و مدت سلطنت او ده سال بود

ذكر طاهر بن محمد بن ليث صفار

چون اعيان سيستان از گرفتار شدن عمرو وقوف يافتند طاهر را بر سرير سلطنت نشاندند و او در سنه 289 لشكر بفارس كشيده عامل خليفه را از آنجا بيرون كرد و عزم تسخير آهوان نمود و قبل‌از آنكه در مملكت تمكن يابد مكتوبى از امير اسمعيل سامانى بوى رسيده بسيستان بازگشت و به همان ولايت قناعت كرد و بروايت ابن جوزى خليفه بنا بر التماس امير اسمعيل بعضى از مملكت موروثى را به طاهر بن محمد بازگذاشت و در سنه 293 غلام عمرو بن ليث شكرى نام بر طاهر خروج كرده ميان ايشان محاربه اتفاق افتاده شكرى غالب آمد و طاهر و برادرش يعقوب را اسير ساخت و بدار الخلافه فرستاد و بعد از طاهر برادر ديگرش معدل و عمزاده‌اش ليث بن على بن ليث چند روزى كروفر نمودند اما هيچكدام بسلطنت نرسيدند و حكومت نيمروز بر نواب آل سامان منتقل شد تا زمانيكه خلف بن احمد ظاهر گشت

ذكر حكومت خلف بن احمد

بروايت ابن بشير خلف نبيرهء دختر عمرو ليث بود و مادرش بانو نام داشت و برخى ديگر از مورخان او را نبيرهء يعقوب گفته‌اند و بديع همدانى در قصيدهء كه در مدح خلف