نهر : سى و چهار « 1 » ستارهاند ، بر صورت و خارج هيچ نيست ، ابتداء اين صورت از نيّر بر قدم چپ جوزا كنذ بيكبار بجانب مغرب آيذ بر سه ستاره ، و با چهارگانه [ كى ] بر سينه قيطس پيوندذ و با جنوب آيذ و بر سه ستاره بروذ و با مشرق گرايذ و بر سه ديگر بروذ و با جنوب عطف كنذ ديگرباره بر دو ستاره بهم نزديك آيذ پس روى به مغرب نهذ و بر چند ستارهء ديگر بروذ تا آخر [ صورت ] بستارهء نيّر بزرگ پيوندذ آخر نهر خوانند ، ا در پيش پاى جوزاست و تا ب بر يك ارش و نيم ، ا ب ج تا له [ لو ] رجل جوزا بر خطّى روند و رجل در ميانه [ بود ] و چون با ط رسذ مقدار چهار انگشت گشاذگى در ميان افتذ و بر ميان چهارگانه [ جبهه اسد باشذ و همچنين تا يج بر قدر دوارش ] بر چهار ستاره عطف كنذ ، يز در پيش يو و از آن چهارگانه غربى است به نزديكى چهارگانه سينهء قيطس پس از كج برگردذ كه ستارهء خردست ديگرباره ازو عطف كنذ تا كز بناحيّت جنوب بر چهار ارش ا ب ج تا لد ستارگان جوزا ، كرسى جوزا متقدّم خوانند مانند كرسى است يا يب يد و تا كب يازده ستاره [ اند ] عش « 2 » نعامه خوانند و آن ستارگانرا كى پيرامن عش « 3 » اند بيض و قيض ، اى « 4 » پوست خايه لد « 5 » كى آخر نهرست ستارهء است بزرگ و
هامش
( 1 ) . نسخه اساس و تهرانى و قاهره « سى و دو » .
( 2 ) . نسخه اساس « عش » .
( 3 ) . نسخه اساس « عش » .
( 4 ) . اى - يعنى .
( 5 ) . نسخه اساس « له » .