قيطس دريايى : [ بر صورت بيست و دو ] اين شكل و صورت حيوانى « 1 » است آبى « 2 » متقدّم سوى مشترق بر جنوب « 3 » ستارگان حمل و مؤخّر بناحيّت مغرب از پس [ سه ] ستاره خارج دلو هرسه بر يكى مثالند و نه ستاره بر طريق آب ، [ ا ] بر بينى صورتست پيش جنوبى از ستارگان چهارگانه قطع ثور سه ارش ، ب بر جنوب [ او ] ست قدر دوارش فروذ و اين [ هر ] دو با جنوبى [ از ] ستارگان قطع مانند مثلّثى قائم زاويه باشند ، ا در زاويه قائمه د بر جنوب ج ميانشان يك ارش و نيم و از اوّل تا ششم ا ب ج د ه و [ كف الجذما خوانند كى كف الثريّا سوى شمال روذ ] دو سطر يافتند ستارگان كى از ثريّا بيايند يكى بجانب شمال بر بيشترى از ستارگان ممسك رأس الغول روذ تا بستاره پيوندذ بر پشت ناقه از ستارگان ذات الكرسى و سطر دوّم سوى جنوب روذ بر جايگاه « 4 » قطع ثور و آن ششگانه را كفّ جذما خوانند اى « 5 » كوتاه ح ط ى « 6 » بر سينهاند [ يا ] ازيشان [ مهتر و ] روشنترست و تا ى بر يك ارش و نيم و ازين هر چهار ( 467 ) بر سينهاند ، كا شمالى سوى گشاذگى دنبال صورت در پيش چهارگانه [ كى ] بر اصل شعبه دنبال وب [ سوى ] شمال مايل است ذنب قيطس خوانند و بر جنوب چهارگانه از شمال بر دوارش ، كب بر شعبه جنوبى [ است ] بر جانبى ديگر از دنبال و ضفدع دوّم گويند و اضافت كنند با مب « 7 » نيّر بزرگ از دلو بر دهان حوت جنوبى و آن ضفدع اوّل است عرب يب يج يد يه يو را معلوم [ و ] نعامات خوانند يز يح يط ك را نظام .
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « جنوبى » .
( 2 ) . نسخه اساس « اى » .
( 3 ) . نسخه تهرانى « جانب » .
( 4 ) . نسخه تهرانى « جايكان » .
( 5 ) . اى - يعنى .
( 6 ) . نسخه اساس « يه » .
( 7 ) . نسخه اساس « مبر نيّر » ، نسخه تهرانى « منير » .