جبّار [ و هو الجوزا ] : از مرّيخ و عطارد جزء نثره ، سى و هشت « 1 » ستارهاند از صورت كى بر مزاج زحل و مشترى است ، اين صورت بر مسير جنوب شمس است و نيك مانذ به صورت مردى ايستاذه و در دست [ راست ] عصاى دارذ و شمشيرى بر ميان قدر دوارش است اوّل سه ستارهاند خرد بر مثلّثى مانند نقطه ث و هقعه خوانند [ و آن ] پنجم منازل قمر و گفته شذست ب نيّر سرخ بزرگ [ است ] بر دوش راست و از آن سه ستاره خرد سه ارش دورى دارذ و نيّر را منكب جوزا ويد ( 468 ) جوزا خوانند ج بر دوش چپ است و تا منكب دوّم چهار ارش باشذ و تا سه ستاره اوّل دوارش است و تا ه ز بر خطّى مقوّس است پشت سوى شمال ى « 2 » متقدّم چهارگانه بر كف راست و به مغرب مايل است و از پس يط « 3 » قرن ثور جنوبى آيذ و [ ميانشان قدر ] بر دوارش و بر عصابه جبار همچنين يج تالى چهارگانه است در زير منكب چپ يد در پيش او بر يك بذست يز دور تر نهگانه بر آستين بر يك ارش ، يو در پيش يه بر قدر يك ارش يح « 4 » دورترين ستارگان شمالى است از جملهء نه [ گانه ] ستارهاند ، كى بر خطّى مقوّساند از از آستين كو كز كح منطقه جوزا و نطاق جوزا و نيّر جوزا و نظام و نظم بىاضافت همه خوانند و از جمله يز تا كه ، يز يح يط ك كا كب كج كد كه نه ستاره ، تاج جوزا و ذوايب جوزا و هقعه جوزا در زير و آن ل لا لب اندر سيف جبّار ، له ستاره بزرگ روشن است بر پاى چپ ، رجل جوزا و راعى [ جوزا ] گويند ، لو زير پاى اوست ( 469 ) و بر كعب مرزم « 5 » او دارند . « 6 »
هامش
( 1 ) . نسخه ملك و مجلس 2 « سى و شش » .
( 2 ) . نسخه اساس « يا » .
( 3 ) . نسخه تهرانى « ب ط » .
( 4 ) . نسخه اساس « يج » .
( 5 ) . نسخه اساس « مردم » .
( 6 ) . در نسخه قاهره ميان مطلب صورت جبّار طلسمى آمده است :
« و از كتاب اساس نقلست كه چون آفتاب بدوّم درجه حمل رسد و قمر در عقرب باشد و مرّيخ در برج شرف باشد و قمر با عنق الحيه بهم بود در ساعت آفتاب بر پوست شير صورت شخصى بركشند كه ايستاذه بود و بر دست او يك پاى ترازو بود و بر دست ديگر آينه بوذ و بر بالاى سر او اسم درجه از كتاب تم طم بنويسند و بخورى كه تعلّق بوى داشته باشد بسوزند و با خود دارند نزديك ملوك عزيز الجود و محترم و با شوكت باشند و نسيان دفع كند و قوت حافظه بيفزايذ و جاه و مال زياده شود و در روزى كه نزديك ملوك حاجتى افتذ چون با خوذ دارند زودتر آيذ و اگر زن حامله دير فارغ شود بر وى بندند و اگر اسب آب گرفته باشذ بر پشت وى نهند و دارنده اين طلسم را روده گوسفند نبايد ( نبايد بدون نقطه ) خورد و از دود چوب زارج ( - زرشك ) احتراز بايذ كرد و اين طلسم در زمان سكندر استقاطوس كرد و از طلسم نهگانه است و شكل طلسم اينست ( به اندازه دو كلمه براى جاى طلسم سياه شده است ) » .