تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
دلو : بر صورت چهل و دو [ ستاره‌اند ] خارج سه ، ا ستارهء خردست بر سر ساكب « 1 » الماء و نيّر جحفلة فرس اعظم [ بر يك استقامتند ب بر جنوب دو ستاره‌ست كى بر سر فرس اعظم باشند و ا ] ج [ را ] سعد ملك خوانند ، د بر دوش چپ [ است ] و با [ آن ] ستاره كى بر دوش راستست دورى قدر زبانا عقرب دارذ بر بغل « 2 » و بر دنبال جدى در شمال ده [ كى بر دوش چپ است با كح ازين صورت ] از پس سعد سعود است [ و اين ] بيست و چهارم منازل قمر [ است ] و ز ح از پس سعد ذابح روند ششم تالى سه‌گانه بر دست چپ و ز در ميان سه ستاره ح متقدّم است از سه‌گانه و تا و يك بذست باشذ و اين هرسه از پس سه‌گانه بر سرو جدى و سعد ذابح خوانند ط بر ساعدست ى بر كعب شمال يب با [ ا ] و در ميان مثلّثىاند ، يا بذيشان پيوندذ مانند پاى بط و جاى آب ريختن اين سه‌گانه است و هر چهار را سعد اخبيه خوانند و سعد ميانگى است و سه‌گانه چون ط بذو فراز آمذه و منزل بيست و پنجم قمرست يو متقدّم بر يه با هردو كى بر دنبال جدى است از پس يه سه ارش دورست و ميان يو يز يك ارش باشذ و سر مثلّث يه يو يز است ، كا كب بهم نزديكند بر پهنا نهاذه و با يح يط باشند و با ط يز بر استقامتى روند ، كج « 3 » متقدّم چهارگانه است بر ساعد دست راست جاى آب ريختن ( 464 ) و از ط ى يا يب‌اند و يب بر جنوب از جمله چهارگانه چهار ارش كو كه زير است و بر جنوب گرايذ و بر يك ارش كز كح كط بهم نزديكند بر خطّى مقوّس و پشت حدب قوس سوى مشرق دارذ و از كو بر يك ارش است و لز « 4 » تا لج بر خطّى مستقيم باشذ ، ل در ميانه و تا لز له بر يك ارش لط م ما بر مثال سه‌گانه اوّل بهم نزديكند مب نيّر بزرگست از پيش اين هرسه و مايل بجنوب فم الحوت الجنوبى گويند و ضفدع و ظليم و سه‌گانه كى خارجند بر مثلّثى [ باشند ] از پيش سه‌گانه ، اوّل صورت به نزديكى دنبال قيطس و از ميان ا ب تا سه‌گانه [ خارج ] يك ارش و نيم باشذ ، عرب ب ج بر منكب راست صورت سعد ملك خوانند ، ده بر منكب « 5 » چپ با كح از جدى « 6 » سعد سعودست و از بهر آن است كى چون طلوع كنذ سرما شكسته شوذ ، و ز ح بر دست راست سعد بلع
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « ساكت » . ( 2 ) . نسخه اساس و تهرانى « نعل گاو » . و نسخه عربى صور الكواكب « ابط منه » ابط به معنى بغل است . ( 3 ) . نسخه اساس « كح » . ( 4 ) . نسخه اساس « ز » . ( 5 ) . نسخه اساس « مثلّث » . ( 6 ) . نسخه اساس « حد » .