[ است و جاى پيكان سوى مشرق و جمله سهم ] و درازى صورت قدر سه ارش و نيم « 1 » است ، ابر سر پيكان و تا ب دوارش دورى دارذ ، ج بذو پيوندذ و بجانب جنوب گرايذ و ميانشان چهار انگشت باشذ ، د ه دورى همچنين است .
عقاب : از صورت نه ، خارج « 2 » شش ا ب ج ازين صورت [ سه معروف و مشهورست كى ] بر راستاى يكديگرند [ بر پهنا و آن را ] نسر طاير خوانند [ و اعتماد بر آن سيّاره روشنتر است كى در ميانه بود ] و مشهورست و ج ستارهء ميانين روشنتر و [ آنك سوى ] شمالى [ است ] از جنوبى روشنى كمتر دارذ [ و قدر يك ارش از يكديگر دورى دارند و ] ا بر سرست سوى مشرق و تا حدّى پيذا باشذ و [ در زير نيّر دو ستارهاند ] « 3 » ز ح اندر نهاذ مثلّثى متساوى ساقين [ و قدر دوارش دورى دارند ] و هردو بر قاعده باشند و زير اين هردو ستارهء است روشن [ تر ] بر آخر صورت ، و قدر پنج ارش از نيّر « 4 » دورى دارذ و بر كنارهء « 5 » تنگ مجرّه ايستذه آن را ذنب عقاب خوانند و ششگانه ( 446 ) خارج ازين مشهور سه ارش دورست و ب دوراش و نيم و ج سه ارش ، د ه در ميان نسر واقع و مقام صادر باشذ ظليم خوانند و ب ازين ششگانه با سه ستاره
هامش
( 1 ) . نسخه توبينگن « دوارش بود » .
( 2 ) . نسخههاى ديگر « بيرون » .
( 3 ) . نسخه اساس « دور تر » .
( 4 ) . نسخه اساس و قاهره « ازين » .
( 5 ) . نسخه توبينگن « كرانه » .