بر منكب ايمن و بر كرانهء غربى از مجرّه و يك ارش ميان بيشتر باشند د بر منكب چپست [ و هر دو با د ] از پارهء ابر مايل بجانب جنوب بر قدر دوارش [ و ] نيم و از مجرّه بيرونست ز [ ستارهاى است روشن و ] بر سرست و با د ه « 1 » بر خطّى مستقيم باشذ جنب بر سياوس خوانند و از مرفق ثريّاست و در صورت ذات كرسى گفته آمذ يب ستارهء است سرخ [ و روشن ] بر سر غول قدر دوارش دورى دارذ و بجنوب گرايذ ، رأس الغول خوانند ، يه بر ركبت راست است [ و ميان او و يج يه قدر يك ارش دورى بود ] از پس نيّر كى بر پهلوست يو ميان مجرّه بر زانوى صورت است [ و با يز يح يط مجتمعند ] و نيّر رأس الغول با مرفق ثريّا و با يج « 2 » ازين صورت مانند مثلّثىاند « 3 » فراخ و از كب تا آخر صورت پنج ستاره از مجرّه بيرونند كه كو ( 442 ) بر پاى صورتاند عاتق ثريّا خوانند و سهگانه خارج صورت ا از پس كج صورتند متقدّم از چهارگانه كى بر سر غولند و ميان او نيّر دوارش كمترست .
ممسك الاعنّه : مزاج مرّيخ و عطارد ، سيزده ستارهاند برين صورت [ و ] صورت مرديست ايستاذه و از پس حامل رأس الغول است و در ميان ثريا « 4 » و ستارگان دبّ اكبر ، [ ا « 5 » ستارهى ] روشن است سوى جنوب بر سر ب ازو خردتر شمالى قدر يك ارش و نيم دورى [ دارند ] ج
هامش
( 1 ) . نسخه توبينگن « د و » .
( 2 ) . نسخه توبينگن و ملك و مجلس « كب » .
( 3 ) . نسخه اساس « آيذ » .
( 4 ) . نسخه اساس و قاهره و تهرانى « ميان تن او » .
( 5 ) . نسخه اساس « از » .