( 432 ) « 1 » اين ستارگانرا كى طول و عرض و قدر و جهت ياذ كردم كفايت و تمام ديذن و ازينجا ابتدا كرديم بصورتها ياذ كردن و ره نموذن بشناختن ، و ابو الحسين « 2 » الصوفى اندر تصنيف خويش هر صورتى دو جايگاه كردست يكى على ما يرى فى الكرّة و دوّم على ما يرى فى السما و ازينجا پس فايدهء حاصل نبوذ بر يك صورت ، چنانك بر آسمان [ بينند ا ] ختصار كرديم و بر جاى ستارگان بحروف جمل نبشته است كى چندم [ است ] بر رسم ديگر كتابها ، و اندر زير آن به حساب هندى عظم هريك بياورديم تا پيذاتر باشذ و مرا اين رأى از همه موافقتر آمذ كى بهتر دليلى و روشنتر نموذارى است بر شناختن ستارگان از بزرگى و خردى [ و اين ستارگانرا كى ازو ارتفاع گيرند و بيشترى بر اسطرلاب بوذ ع « 3 » بر زبر فكندم تا پيذا بوذ ] و اللّه اعلم بالصواب .
صورتهاى شمالى :
اوّل 3 ، دوّم 18 ، سيّم 81 ، چهارم 177 ، پنجم 58 « 4 » ، ششم 21 ، تاريك 1 ، سحابى 1 .
دبّ اصغر : مزاج زحل و اندكى از مرّيخ ، بر تن صورت هفت ستاره و خارج يكى دبّ اصغر نزديكتر صورتى است كى بقطب شمال پيوسته باشذ و خلقت او تمام نيست از بهر آنچ بر سر و پاى هيچ ستاره ندارذ ، لكن از بهر دبّ اكبر او را نيز بذان نام خوانند ا ب ج بر دنبالند با ادنى مايه [ در ايشان ] خميذگى [ است ] و هرسه را بنات گويند : 1 - نيّر روشنترست [ كى ] ( 433 ) بر اوّل دنبال [ بود ] جدّى است و آن نزديكتر ستارهء باشذ بقطب د ه و ز مانند مرّبعىاند مستطيل هر چهار را نعش خوانند ، و ز ازين چهار فرقدين خوانند و روشنتر انور فرقدين است و ز اخفى فرقدين و خارج صورت قوسى پيذا آيذ مانند سطر اوّل ، برو چند ستاره خرد و اين هردو قوس محيط بسطحى مانند خلقت ماهى آن را فاس خوانند كى قطب در ميانش باشذ همچون تير آسيا و ستاره خارج بر استقامت فرقدين است و در جملهء صورت نيست .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اساس جاى صفحهء 431 سفيد گذاشته شده است .
( 2 ) . نسخه ملك « ابو الحسن » .
( 3 ) . ع - ارتفاع .
( 4 ) . نسخه اساس « نط » - 59 ، اما « 58 » صحيح است .