مقارنهء با نحوس دليل ادبار و شقاوت [ بود . ] خذاوند ساعت و خذاوند اثنا عشريه طالع را همچنين دلالتى است از بهر مال و ارباب مثلّثات مشترى را همچنين .
( 335 « 1 » )
باب سيزدهم : از برج سيّم بيت الاخوّة و الاخوات
برج سيّم و خذاوندش و سهم الاخوّة دليل براذران و خواهران باشند . زحل و مشترى دليل براذران مهترست [ و مشترى و مريخ را ميانه و عطارد را كهتر و قمر دليل خواهران مهترست ] و زهره خواهران كهتر . اتّصال قمر دليل بوذ بر آن كى از پس او آيذ و انصراف بر آنك [ از ] و مهتر بوذ . نگه كن اندر برج سيّم از طالع و بوذن ستارگان اندرو و آنچ بذو نگرذ ، چون برج و خذاوندش نيكحال باشند بر نظر سعدان دليل بوذ بر نيكوئى حال ، و اگر بذحال باشند به نظر نحوس بخلاف اين بوذ . و اگر برج سيّم برجى بوذ بسيار ذرّيّت و آن سرطان و عقرب و حوت است دليل بوذ بر بسيارى ، و اگر اندك ذرّيّت بوذ و آن سنبله و جدى و دلو است دليل بوذ بر اندكى ، و ديگر برجها ميانه خانهء براذران برجى ذو جسدين يا منقلب و خذاوندش در برجى ذو جسدين دليل كنذ كى نه از يك ماذر و پذر باشند . بوذن برج سيّم و خذاوندش و قمر و خذاوند خانهاش در برجهاى نر برادر بيشتر بوذ و زحل همچنين . و در خانهاء ماذه خواهر بيشتر و همچنين اتّصال قمر بزهره و بوذن زهره و مشترى و عطارد ، در آنجايگه كى باشند نيكحال ، دلالت [ را ] زيادت كنذ . برگشتن قمر از نحوس در اوتاد دليل بوذ بر هلاك براذران كى از پيش بوذه باشند خاصّه زحل در مواليد روز . نگه كن در مرّيخ كى او را قوّتى تمام هست در بيت الاخوّة چى اگر برجى بسيار ذرّيّت بوذ و خذاوندش شرقى ، دليل كنذ بر بسيارى براذران ، خاصّه كى طالع و جايگاه قمر حوت بوذ يا سرطان ( 336 ) و نه اسد و قوس بوذ . شذن مرّيخ اندر احتراق براذران اندك باشند و مرگ آنك ازو مهتر بوذ و چون مرّيخ و خذاوند مثلّثهاش تحت الارض يا تحت شعاع باشند اندك بوند و چون جايگهى نيك باشند و شمس قوى حال ، دليل بوذ بر صلاح حال براذران و قوّت و نيكى . ارباب مثلّثات طالع ساقط براذران اندك باشند و غربت كنند . اندر سهم الاخوّة همچنان كى در برج گفتيم نگه كن
هامش
( 1 ) . ظاهرا در نسخهاى كه مبناى استنساخ نسخهء اساس بوده ورقها هنگام صحافى جابجا شده است و بههمين دليل شماره صفحات پشت سر هم نمىباشد .