تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
اندر دليلهاى ماذر و پذر نگاه كن اگر بهم اتّصالى دارند يا سهم السعادة بذين دليلها ناظر باشند دليل كنذ بر موافقت و سازگارى و درازى عمر با خوشى ، و اگر نظر مذموم بوذ بر دشخوارى و ناسازگارى . شمس منحوس از خذاوند ششم يا هشتم يا دوازدهم بر پذر عيبى بوذ . اتّصال قمر بزحل از دشمنى دليل بوذ بر غم و اندوه ماذر ، و اگر از وتدى بوذ [ بذى ] حال قوىتر گردد خاصّه بر حدّ زحل . بوذن ذنب با قمر [ خاصّه ] در خانهء نحسى ، ماذر بىاصل بوذ و اگر شمس با ايشان بوذ كور گردذ و اثنا عشريّه قمر در دوازدهم دليل بذى حال و قدر ماذر بوذ . بوذن سهم الاب با شمس و سهم الام با قمر و [ قمر ] منحوس در « 1 » برج هشتم دليل بوذ بر كوتاهى عمر . نيّران در عقرب چون خانه چهارم بوذ حال پذر نكوهيذه باشذ . بوذن آفتاب با زحل در وتد الارض دليل بوذ كى آنجايگاه كى بذو زاده باشذ خراب گردذ . تسيير كن بروز آفتاب را [ پس سهم ] و بشب زحل را پس سهم از بهر حال پذران چون بسعدى رسذ به قدر درجات بهريك درجه سالى در آن وقت سعادت دهذ و اگر بنحسى رسذ نحوست و از بهر ماذر هم برين قياس از زهره و قمر و سهم الام . حال پذر پذر ، از برج هفتم نگاه بايذ كردن چه چهارم ، چهارم است و حال ماذر ماذر ، از هفتم چه دهم ، دهم است و ديگر خانها و جايها هم برين قياس . بوذن آفتاب بروز بر حدّ مرّيخ و بشب بر حدّ زحل ، بىنظر سعدان و نحسان بذو ناظر دليل بوذ بر دشمنى و ناسازگارى با پذر و جدايى . سهم الاب « 2 » در دوازدهم آفتاب ( 340 ) در وتدى ، و مرّيخ بذو ناظر ، از هفتم دليل بوذ كى پذر او را نه دوست دارذ . اما دانستن آنك فرزند از پذر هست يا نه اندر سهم شرف نگاه كن بروز از شمس و بشب از قمر تا بر حدّ كذام ستاره بوذ اگر با زحل باشذ تحت الشعاع يا عطارد متّصل بزحل و قمر منحوس بود يا در درجات محترقه و [ افتاذن ] خذاوند چهارم از چهارم « 3 » و خذاوند خانهء شمس از شمس و خذاوند سهم از سهم دليل بود بر حرام‌زادگى و بوذن شمس بر تثليث طالع و پيوستن خذاوند طالع بشمس دليل بوذ بر حلال زادگى . ملك و عقار پيوستن خذاوند طالع و قمر به خداوند چهارم و مسعود بوذ دليل كنذ كى ملك بسيار بوذ و چون زحل خذاوند چهارم بوذ و صاعد و با مشترى نظر دارذ ملك گرانمايه بدست آورذ و دهقانى دوست دارذ .
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « و » . ( 2 ) . نسخه‌هاى ديگر « الابا » . ( 3 ) . نسخه اساس « و خذاوند چهارم افتاذن از چهارم » .