عفّت مولود و فاحشى : از مرّيخ تا زهره برگير « 1 » و از طالع بيفكن آنجا كى اين سهم رسذ اگر بر نظر مشترى بوذ پارسا باشذ ، و اگر بر نظر مرّيخ بوذ فاسق و فاحش ، و اگر عطارد به او پيوندذ از خانه مرّيخ دليل كنذ بر زشتى با غلامان ( 326 ) و زحل با زنان ، عطارد اندر ششم و حظّى دارذ در خانه مرّيخ ، و مرّيخ بذو پيوندذ بىنظر سعدى مأبونى آرد و اگر راجع بوذ مخنّث باشذ .
مخنّثى : از نحوست قمر بوذ و ممازجه زهره بمرّيخ و بوذن مشترى در خانه زهره يا عطارد و عطارد بر حد ، يا مثلّثه زهره دليل بوذ بر مخنّثى و نيّران در برجى بخلاف مذّكر طبع سوى نر گرايذ و چون مرّيخ با زهره در برجى نر باشند زيادت كنند و چون چنين بوذ شهوت و طبع سوى ماذه گرايذ و بوذن زهره و زحل در خانهاى يكديگر تحت الارض ، مخنّث بوذ فاحش و زهره اندر ششم و قمر اندر دوازدهم همچنين خاصّه كى در برجى ماذه كى نحسان در آن باشند بىنظر مشترى .
باب يازدهم : از برج طالع بيت الحيوة
طالع و خذاوندش و نيّران و سهم حيات و سهم هيلاج و سهم سعادت و سهم غيب و هيلاج و كذخذاى و قاسم و جانبختار و دستورى ستارگان و ارباب مثلّثات طالع ، و نيّران دليل بوذ بر درازى عمر و سعادت . بطلميوس گويذ كى اوّل اندر ارباب مثلّثات نيّر كى نوبت او را بوذ نگه كن تا سهم سعادت كى اين سهم چون وتدى است اگر با يكديگر نظرى دارند خاصّه از وتد ، دليل بوذ بر سعادت آن ستاره كى دليل كنذ بر سعادت شرقى فوق الارض سعادت را [ در ، ] اوّل عمر دهذ و غربى تحت الارض در آخر عمر ، و طالع و دوّم دليل كنذ بر اوّل عمر ، و وسط سما و يازدهم برناى و ميانهء عمر هفتم و هشتم كهولت و پيرى چهارم و پنجم آخر عمر سهم سعادت و ارباب ( 327 ) مثلّثات طالع اوّل دليل اوّل عمر بوذ و خذاوند سهم سعادت و ارباب مثلّثات [ طالع ] دوّم و سوّم آخر عمر و با مثلّثهء اوّل خذاوند طالع را انباز كن و با مثلّثه دوّم خذاوند وسط سما و با سوّم خذاوند هفتم . اتّصال قمر در وقت ولادت
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « برگيرد » .