واجب بودى گرفتن « 1 » مانند غرس نهاذن و بناى خانه نهاذن لكن آن وقت حصول نطفه و قرار ممكن است كى بيست و چهار ساعت تفاوت آورد يك دور « 2 » شبانروز ، و ازين بيشتر نه ، و قوّتهاى نفسانى و مزاج طبيعى را اعتماد بر طالع اين وقتست و هر گه كى زحل اندرين ماه نيكحال بوذ فرزند زيرك و دورانديش باشذ و تذبيرهاى صواب كنذ . ماه دوّم تدبير با مشترى رسذ كى فروذ فلك زحل است و ابتدا كنذ بفزوذن ، و مانند پارهء گوشت گردذ و اگر نر بوذ لونش سپيذ باشذ و با شكل گردى گرايذ و اگر ماذه بوذ لونش سرخ فام « 3 » بوذ ، و شكل مانندهء حلقهء مدّور و درين مدّت زن از آبستنى خبر دارذ و هر وقت چون مشترى در ابتدا و اندرين ماه نوبت خويش نيكحال بوذ فرزند دانا و حكيم و گزيده و خذاوند بها و حشمت بوذ . ماه سوّم تدبير با مرّيخ رسذ شكل درازى پذيرذ و صورت چون پارهء گوشت شوذ با عصب و اعضاء رئيسى پيذا آيذ و چون مرّيخ اندرين ماه و در ابتدا نيكحال و قوى بوذ فرزند شجاع و قوى اندام و مردانه بوذ . ماه چهارم تدبير با شمس رسذ اندام از يكديگر پيذا آيذ و جان اندرو افتذ و ازين وقت كوذك خوانند و چون آفتاب در ابتدا ، و اين ماه قوى حال بوذ فرزند خذاوند سياست و فرمان باشذ و كار پاذشاهان رانذ . ماه پنجم در تدبير زهره بوذ صورت گشاذه گردذ و اندام مفصل ، چنانك نر از ماذه پيذا بوذ و دست و پاى فرو كشذ و سر مانندهء مغز گردذ و چون زهره اندر ابتدا ( ى ) مسقط و اندرين ماه نيكحال بوذ فرزند خذاوند زينت و جمال باشذ و خوب روى [ و عاقل ] ماه ششم ( 308 ) با تدبير عطارد افتذ صورت [ سر ] پيذا آيذ به چهار پارهء و موى مانندهء آن كى تراشيذه باشند و اثر مانده برو ، و زبان ظاهر گردذ و چون عطارد درين ماه و در ابتدا قوى حال بوذ فرزند متكلّم و چرب سخن و فصيح باشذ . ماه هفتم با تدبير قمر رسذ موى برويذ و خلقت تن تمام شوذ و چون درين ماه بزايد بزيذ و هر وقت چون قمر درين ماه و درين طالع قوى حال باشذ فرزند دانا بوذ به كار عمارت و دهقانى و آباذانى كردن . ماه هشتم با تدبير زحل رسذ طبع مولود سرد شوذ و ازين است كى آنك درين ماه زايذ زندگانى نكنذ . و ماه نهم با تدبير مشترى رسذ خلقت فزونى گيرذ و تمام
هامش
( 1 ) . نسخه اساس و ملك و مجلس « گرفتن اصلى تمام بوذى » ، قاهره « گرفتن اصلى عظيم بودى » .
( 2 ) . نسخه اساس « روز » .
( 3 ) . نسخه اساس « تام » .