( 263 )
باب دهم : قسمت و قاسم و فرداريه
مطالع طالع اصلى از مطالع بروج ببلد بر بايذ آوردن و بعدد سالها شمسى ، تمام درجات برافزوذن ، و هم اندر مطالع بلد قوس ستذن ، آنچ باز آيذ از برج و درجه قسمت ، درجه طالع خوانند و خذاوندان حد را قاسم و بپارسى جانبختار و هر ستارهء كى بذين درجه نظر دارذ از هر نظرى اصلى كى باشذ انباز خوانند [ و قسمت درجهء عاشر بمطالع فلك مستقيم بر بايذ گرفتن ، و خذاوند حد او را چنانك گفتيم قاسم خوانند ] و قسمت درجهء طالع و درجهء هيلاج ، و هر ستارهء كى خواهى برين جمله بوذ « 1 » كى آنچ در عاشر بوذ و رابع بمطالع فلك مستقيم بايذ گرفتن و در ديگر خانها بمطالع بلد .
فرداريه كبرى و صغرى و انباز آن : عدد سالها [ ى ] و قسمت در مدخل گفتهايم و در احكام تحويل سنه مواليد نيز بيايذ . امّا فرداريه كبرى آن ستاره [ را ] بوذ كى سالهاى او بهفت قسمت كرده باشند و صغرى آن ستاره را بوذ كى خذاوند آن يك قسمت بوذ و اگر ستارهء بذو نگرذ از هر نظر [ ى ] و اصلى كى باشذ نه تحويل او ، انباز بوذ .
نوع سيّم در عملهاى كى از بهر مواليد و تحويل به كار بايذ
باب اوّل : روز ولادت از صورت زايجه دانستن
چون صورت زايجه مولودى معلوم بوذ و تاريخ بيفتاذه باشذ و خواهى كى سال و ماه و روز يزدجردى بذانى چه هر وقت چون يك تاريخ درست شذ ، ازين باب ديگر كى از پس اين آيذ بتوان يافت به آسانى ، و عمل اين آنست بعد آن كى معلوم كنى تا سال ( 264 ) تخمينى او چندست بتقريب ، و تفاوت آن مدّت كى ممكن بوذ اگر در زير [ يك ] دور جوزهر باشذ و آن هژده سال است تفاوت بوذ باز دست شايذ آوردن ، و اين مدّت ممكن نبوذ كى پوشيذه ماند .
پس اندر جوزهر اصلى نگه كن تا كذام برج و درج و دقيقه باشذ و آن را از دوازده برج نقصان كن آنچ بمانذ نگه دار و ازين وقت كى اين عمل همىكنى مدّت سال تخمين بازپس شو [ ذ ] و
هامش
( 1 ) . نسخه قاهره « برين گونه بود » .