ذيل واژهنامه
ابها : در هر دو جا به معناى « فراخى ، آسايش » به كار رفته است .
اتلاع : گردن دراز كردن ، سرك كشيدن .
اثقال اوقار : بارهاى گران ص 368
اجادت : كارى را به خوبى انجام دادن ، استادى .
اجترا : دليرى ، گستاخى .
احراز : حفظ ، پايبندى به ، مراعات .
احتياز : كسب ، تحصيل .
اذمار : اراذل و اوباش .
اران ضيم : در صفحهء 5 نبود ، در صفحهء 6 از آن ضيم آمده و ضيم يعنى ظلم و ستم .
ارتكاض : دفع كردن ، دفع .
ارتيات : خستگى .
ارعاى مخدوم : در صفحهء 386 نيافتم اما معناى آن مراعات ولىنعمت است ( نه خدمتگزار ) بايد متن را ديد ، شايد مراد از آن توجّه و رسيدگى ولىنعمت به خدمتگزار باشد و يا مراعات حال ولىنعمت از جانب خدمتگزار
اصحاب حصايد : بدگويان ، تهمت زنندگان ، حصائد جمع حصيدة است ، و مراد « حصائد الالسنة » است يعنى سخنانى كه دربارهء ديگران گفته مىشود . در اين تعبير « زبان » به داسى كه كشت را مىدرود تشبيه شده است .
اضرام : در صفحهء 325 « فقر » خوب است و از آن بهتر « گرسنگى » است .
اعتصا : گردنكشى ، سركشى ، نافرمانى .
افتراس شوارد : به چنگ آوردن نوادر ، دستيابى به حكمتهاى نادر . « افتراس » در معناى لغوى يعنى « شكار كردن » و در اينجا مراد به دست آوردن و اكتساب است .
اكوار : دومين « اكوار » غلط چاپى است همان « اوكار » است . حذف كردم .
التقام مكابدت : به صورت تحت اللفظى يعنى « بلعيدن رنج » ، مراد « تحمّل رنج » يا « سختى كشيدن » است تشبيه است به تعبير « فرو خوردن غصّه »