ينع فواكه : رسيدن ميوهها 439
يوم الظلّه : علّامهء شادروان دهخدا در لغتنامه ، شانزده ستون از اين تركيب :
يوم . . . با شاهد چون : يوم التناد : در نگر تو قصّهء شداد و عاد - حسرت ايشان نگر يوم التناد مولوى ، و بىشاهد ياد كردهاند جز يوم الظلّه ! ! در حالى كه در قرآن مجيد آمده است آيهء 189 ، سورهء شعرا ( 26 ) ،
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ . . .
ذيل واژهنامه كاظم برگنيسى دوست بزرگوار استاد محمد روشن سلام . اين يادداشت را پس از تورّق سريع واژهنامه مىنويسم . شيوهء جنابعالى در معنى كردن واژهها ، ادامهء سنّتى است كه بسيارى از اساتيد قديم و حتّى جديد به كار بستهاند : استناد به فرهنگهاى لغت آن هم هرچه كهنتر . اين شيوه كه ظاهرا عيبى ندارد ، دو مشكل اساسى را به وجود مىآورد . اوّل اينكه فرهنگنويسان متقدّم غالبا معناى تحت اللفظى واژهها را به دست دادهاند ؛ به عبارت ديگر غالبا توجهى به برابر يا بى نشان نمىدادند « 1 » ، البتّه اين مصيبت هنوز هم در بسيارى از فرهنگهاى عربى به فارسى كه امروزه نوشته يا ترجمه مىشود به حيات خود ادامه مىدهد .
از اينجاست كه غالبا مصادر زبان عربى به صورت مصدر و در واقع عبارتهاى مصدرى برگردانده شده است ، و اين عبارتها - حتى اگر خوشبينانه بپذيريم كه در روزگار متقدّمان معناى روشنى داشته - امروزه ديگر نامفهوم است . من نمىدانم خوانندهء امروزى از - مثلا - « ناخوش آوردن
هامش
( 1 ) . با اين انديشهء آقاى برگنيسى همداستان نيستم ، آنكه فراتر از برابريابيهاى واژگانى مىرود ، ذهن و زبان آفرينندهء نويسنده است . فرهنگنويس كار خود مىكند .