هواى جايى » كه جنابعالى در برابر « اجتوا » آوردهايد چه مىفهمد . مىدانم كه شما اين معنا را از پيش خود ننوشتهايد و لابد از فرهنگى نقل كردهايد ، اما بههرحال اين معنا در متن نمىنشيند . اين نكتهاى است كه غالب فرهنگنويسان متقدّم به آن اعتنايى نداشتند . « اجتوا » يعنى « نساختن جايى به كسى » ، خواه اين نساختن ناشى از آب و هوا باشد و خواه ناشى از رفتار مردم آنجا .
اكنون ببينيم مؤلّف روضة العقول « اجتوا » را به چه معنا به كار برده است . جملهء ما چنين است « . . .
اعتدال آن به اجتوا انجامد » ( ص 113 سطر 3 ) « اجتوا » در اينجا به معناى « عدم اعتدال ، بد شدن هوا ، آلودگى هوا » به كار رفته است . دوم ، مصادر عربى در زبان فارسى غالبا به معناى حاصل مصدر ( نه خود مصدر ) به كار رفته است . مثلا مصدر « احتما » كه قدما آن را « خويشتن از چيزى نگاه داشتن » معنا كردهاند به معناى « پرهيز » - و نه حتّى « پرهيز كردن » به كار رفته و در متن روضة العقول نيز چنين است . به هر تقدير ، معيار نهايى تعيين معناى واژه متن است . البتّه قصد من از آنچه نوشتم اين نبود كه شما شيوهء خود را رها كنيد . زيرا به اين شيوه عادت كردهايد ، و بازنويسى واژهنامهء هفتاد صفحهاى نيز كارى بسيار وقتگير است بخصوص كه بايد در هر مورد به متن مراجعه كرد ، و پس از تأمل و دقّت لازم واژهاى را يافت كه دقيقا در متن بنشيند . بنابراين يادداشتهاى بعدى من صرفا ناظر به مواردى خواهد بود كه به نظر من اصلاح آنها ضرورى است .
ارادتمند برگنيسى
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 831
مساهمون: محمد غازي ملطيوي
ص٨٣١