كاتب نسخه . ص 295 ، س 18 و 19 :
P
: عبارت « شكايت از سر تجربه مىكنم پوشيده نيست آنكه گربه از تسلّط » از متن افتاده ، كاتب در حاشيه آورده است .
ص 296 ، س 16 :
L , P
: . . . فى شرف الفعال . . . ؛ آقاى برگنيسى در حاشيه نوشتهاند : بر خلاف اينجا هم در جاى ديگر روضة العقول و هم در ديوان به جاى « فى » « من » آمده است . ص 296 ، س 23 :
P
: و آن صورت مرا منكر آمد . ص 297 ، س 9 :
P
: سرّش گوايى مىدهد . ص 297 ، س 20 و 21 :
P
: روبروى اين دو بيت نگاشته شده : العارف يكفيه الاشاره . ص 298 ، س 11 :
L
: مسدود بودست .
ص 298 ، س 11 و 12 :
L
: عبارت : « و پيش از آنكه شرف قربت ما ترا ميسّر گردد و عزّ تقريب حاصل آيد هرجا كه بودهء » را كاتب در حاشيه نگاشته . ص 299 ، س 10 :
L
: زيرك گفت . ص 299 ، س 12 :
L
: زروى گفت . ص 300 ، س 7 :
L
: زرو گفت شنيدم ؛ « چنان » از قلم افتاده . ص 300 ، س 10 و 11 :
P
: وله او گشته . . . خستهء امد شده ؛
L
: « امد » را نياورده . ص 300 ، س 17 و 18 :
P
: اوصاف حميده و آثار رشيده ؛ در نسخهء
L
چنان كه خود ملطيوى تعهّد كرده ، تطابق صفت و موصوف از جهت تأنيت را رعايت كرده . ص 300 ، س 20 :
L
: و تمكن كه با وجود ثروت .
ص 300 ، س 21 :
L , P
: لواذع اندوه ، بتصريح هر دو نسخه « لواذع » نگاشتهاند .
ص 301 ، س 4 :
L
: به جاى آوردن ( ؟ ) ص 301 ، س 24 :
P
: آن را نسپرد . ص 302 ، س 3 :
L
: نكب محروس . ص 302 ، س 10 :
L
: عيب و عور آن . ص 303 ، س 24 :
L
: مورط تغرير گرفتار گردانى . ص 303 س 24 :
L
: « و در مييد تغرير از قلم افتاده .
ص 304 ، س 12 :
L
: آن رسد به كدخدايى رسيد . ص 304 ، س 21 :
L
: لسعات .
ص 305 ، ك 8 :
L
: گرفتار گردانى . ص 303 ، س 24 :
L
: « و در مبيد تغرير » از قلم افتاده . « وعظ تو شد » ندارد . ص 306 ، س 11 :
L
: يا مدّت يك ماه . ص 307 ، س 21 و 22 :
L
: ( رهين خشيت و قرين روع باشد و پيوسته . ص 308 ، س 3 :
L
:
توقير نگمارد . ص 308 ، س 12 :
P
: سيم به وقت بار عام . ص 308 ، س 13 :
P
:
همگان در آن مشغول . ص 309 ، س 10 :
P
: و لكن به اندك . ص 310 ، س 10 :
P
:
« تنوق » از قلم افتاده بوده ، كاتب در حاشيه نگاشته . ص 310 ، س 11 :
P
: غافل باشد . ص 310 ، س 17 :
P
: ابتلا ياود . ص 311 ، س 19 :
L
: بايد كه تعجّب كار خويش ( ؟ ) ص 312 ، س 22 :
L , P
: خصايل حميده و افعال رشيده ؛ هر دو نسخه