به « سح » اصلاح شده . درحالىكه « حال » هم غلط است و درست « خال » است .
ص 331 ، س 20 :
« بعد از آن [ آهو ] گفت . . . »
متن افزودن [ آهو ] را مىطلبد ، اگرچه در نسخهها نيست .
ص 343 ، س 16 :
« مذموم عقل و مدخول خرد است . »
« مدحور و مدخول » هر دو از نظر معنا موجّه به نظر مىآيند امّا « مدخول » ، به نظر من مناسبتر است . عبارت : « مدخول خرد » در اينجا به معناى « نادرست و فاسد و معيوب از نظر عقل » است .
ص 350 ، س 19 :
« . . . حضرت را وسعتى بود . »
« وسختى » ( ليدن ) « وسحتى » ( پاريس ) بىمعنى است ، دو احتمال قابل قبول در اينجا « وسعتى » و « فسحتى » است .
ص 359 ، س 15 :
صورت شعر در دستنوشت چنين است :
. . . فمن العجز ان اكون جبانا ، در نسخهء ليدن « يكون جبانا » .
ص 369 ، س 4 :
صورت شعر در نسخهء ليدن ؛ « يردّ بنا » است ، بايد « تؤدّ بنا » باشد .
ص 373 ، س 9 :
« . . . و توثب ما ارتياعى ممكن باشد . »
واژهء مناسب به نظر من « توثّب » است به معناى هجوم و حمله .
ص 344 ، س 21 :
صورت شعر در دستنوشت چنين بوده :
P
و
L
رأها ؛
L
الحواتم من الماقى ،
P
: لماقى .