اما تصنع باالدنيا * و ظل الميل يكفيك
شعر در دستنوشت چنين بوده ، اصلاح از آقاى برگنيسى است .
ص 284 ، س 2 :
« السّفر ينفج . . . » اين عبارت در نسخهء پاريس : « يفعم » ، و در نسخهء ليدن « ينعم » آمده است ، و هر دو نادرست است . مؤلّف اين عبارت را از « مقامات حريرى » ( ص 247 ) گرفته ، و در آنجا « ينفج » آمده .
ص 285 ، س 24 :
إلتمس الرّزق فى خبايا الأرض .
« جناى » در نسخهء ليدن بىمعنى و مصحّف است ، در نسخهء پاريس « خباى » آمده است ، اما به هرحال صورت درست آن ، چنانكه - مثلا - در كتاب الغريبين هروى مىتوان ديد « خبايا » است .
ص 288 ، س 14 و 15 :
صورت شعر در دستنوشتها چنين بوده :
استودع اللّه اقواما همو ارغبوا . . .
اللّه يحكم بينى و بينهم بهم . . .
ص 295 ، س 11 و 12 :
تجنّب كرام النّاس و استغن عنهم و لا تلتمس ما عشت مال كريم فانّ يد الحر الكريم مدلّة فكيف و ان كانت يدا للئيم در نسخهء
P
: « كانت يد للئيم » ، در نسخهء
L
: « كان يد اللئيم » .
ص 296 ، س 16 :
و حللت فى شرف الفعال . . .
بر خلاف اينجا هم در جاى ديگر « روضة العقول » ، هم در ديوان به جاى « فى »