ص 468 ، س 12 :
صورت دستنوشت : « . . . من بقى بالعدل ذكره و استملأ من الّى . . . » . اصلاح متن قياسى است .
ص 469 ، س 14 :
صورت شعر در دستنوشت : « . . . نكصنا على . . . »
ص 476 ، س 12 :
« اين مواعظ آنگاه مثمر بودى . . . »
« مثمر » به جاى « مؤثر » از نسخهء
P
در متن بيايد مناسبتر است .
ص 477 ، س 23 :
« مكانت او را متانتى ارزانى دارى . » ، « متانتى » نسخهء
P
از « مكافتى » نسخهء
L
مناسبتر است .
ص 482 ، س 6 :
« صاعقهء يوم الظّلّه . . . » ؛ « يوم الظّلّة » درست است ، اشاره به آيهء 189 سورهء شعراء .
ص 486 ، س 11 :
توجّه ! پيش از اين سطر بايد يكبار ديگر رشتهء سخن ( به شكل صريح ملك گفت ) ، به دست ملك بيفتد كه نيفتاده است ، هرچند از سطر بعد كلام كلام ملك است نه يونا .
ص 505 ، س 11 :
« چهارم كسى كه مختتن مرد بود . . . » ؛ در هر دو نسخه « محسن مرد » آمده . حدس بنده اين است كه با توجّه به عزّت و حرمت فوقالعادهاى كه عربها براى ختنهكننده قائل بودند ، اين عبارت بعيد نيست كه : « مختتن مرد » باشد .