« و الضجّ خير من العجّ . »
به نظر واژهء « عجّ » - كه در هر دو نسخه آمده - مناسب نيست ، و به جاى آن چنانكه در يادداشتها توضيح دادهام « ثجّ » مناسبتر به نظر مىرسد .
ص 436 ، س 21 :
صورت مثل در دستنوشت « إضطرّه السير إلى العطن » است ، آنچه در امثال هست همان است كه نوشتهام ، نسخهها دچار تصحيف شدهاند .
ص 444 ، س 17 :
« لا تعلّم ضيرك الارضاع » ، « ضيرك » غلط املايى در نسخهء خطى است ، درست آن : « ظئرك » است .
ص 446 ، س 2 :
« موجب تقشير شد . » « تقشير » بسيار مناسبتر از « تقتير » است .
ص 460 ، س 9 :
« چون جزم از حدّ تجاوز نمايد به تهوّر انجامد . » ؛ واژهء مناسب : « جزم » است ، اگر چه در هر دو نسخه « حزم » با حاى مهمله آمده است .
ص 464 ، س 7 :
« مجال ترهّب تو مسدود باشد و حبل رعب منصرم . » ؛ در نسخهء
L
: « حبك » : واژهء « حبل » مناسبتر است .
ص 464 ، س 8 :
« . . . و اثنيهء فايحت را استماع كند . »
ضبط نسخهء
P
درست است . « اثنيهء فايحت را » يعنى « ثناهاى فايح تو را » ، و اين تركيب با آنچه نويسنده در مقدمه آورده است سازگار است .
ص 467 ، س 4 :
« و إن خلطتنى بالتّرب . . . » ، در متن روضة العقول « خالطتنى » بوده است ، امّا براساس « سقط الزند » اصلاح شده .