ص 87 ، س 2 :
« شهد آن نافع » ، در هر دو نسخه « منافع » آمده است امّا قاعدتا بايد « نافع » باشد .
ص 87 ، س 7 :
« گرگ غنا دوست » ، بهتر است « غنا » در متن بيايد و صورت « غنى » در حاشيه .
ص 110 ، س 7 :
« . . . و مخفق محروم گردد » ؛ در نسخهء
P
: « مخفق » آمده ، و در نسخهء
L
: « محفق » ؛ بنابراين واژهء درست بايد « مخفق » باشد كه در اينجا به طور كلّى به معناى « نيازمند و تهيدست » به كار رفته است .
ص 122 ، س 5 :
« سايق طغيان » ، در نسخهء
P
: « سابق » ، و در نسخهء
L
: « سابق » ( بىنقطهء حرف سوم ) ، و پيداست كه به قرينهء « داعى » بايد : « سايق / سائق » باشد .
ص 126 ، س 14 :
« . . . موموق سرّ » واژهء مورد نظر بايد « موموق » باشد ، در دو نسخه درست نيامده ، اگرچه نسخهء
P
نزديكتر است ، اين سجع در ص 141 همين چاپ ، سطر 6 باز هم به كار رفته ، در آنجا نسخهء
L
، واژهء دوم را تقريبا « موموق » آورده است .
ص 145 ، س 7 :
« زشت باشد نقش نفس خوب را از راه طمع . . . » مصراع اوّل بيت فارسى « را » زيادى است ، هرچند در هر دو نسخه آمده است .
در نظر آقاى برگنيسى جاى سخن است ! من نيازى به حذف « را » نمىبينم ، با قراءت « طمع » وزن درست است .
ص 148 ، س 23 :
« قيظ غيض » اين صورت در نسخهء
P
آمده ، امّا در اينجا نسخهء ليدن « قيظ غيظ » درست است به معناى : شدّت غضب .
ص 153 ، س 11 :