بود ، به وقت تحصيل به هر طرف صغو زيادت باشد ، قبول تعليم به حسب آن طرف كند . و امّا آنكه به هيچ جانب ميل نكند ، بايد كه در ريعان صبا او را رياضت دهد . چه معلوم توان كردن حال نفس و حال مزاج كودك از حركات و سكنات او كه به كدام طرف رغبت دارد .
و فضلا گفتهاند : شقى آنكس باشد [
b
296 ] كه او را از دو جهان نصيب نبود و دايم از خود اندر عنا باشد و خلايق از او معتوب . و سعيد آنكس باشد كه به طبع مشفق و به زبان لطيف و به فعل خيّر بود ، و با حصول وقت مجال حسد مسدود دارد ، و نظام امور و قوام جمهور بر قدر استطاعت بجويد و دست ايذا از مردم قاصر دارد ، و خلق را از نوايب فتن و شوايب محن خلاص دهد . اينچنين كس را پيش خلايق وقار عظيم و موقع وسيم باشد .
و بدانكه اصل مذمّت كسل است ، كه آن علّتى با ملامت است ؛ و بايد كه حذر فرمايى از چيزهاى مذموم ، خاصّه از سه چيز : يكى از خفتن بسيار كه اگر اندر خواب شرف بودى ، ملك تعالى مقرّبان ملأ اعلى را از آن حظّ اوفر و نصيب اكثر داده بودى ؛ و ديگر از وقاع بسيار كه اگر در آن عزّى مشاهده افتادى ، خلايق به وقت استقلال كفايت آن مهمّ طرفى خالى اختيار نكردندى ، و چون كسى او را در آن حال بديدى ، تشوير بر او تسلّط نيافتى ؛ و سيم مشغول شدن به غبطت اين عالم و مسرّت نمودن به نظام احوال دنيا كه اگر در او عقلا و فضلا را مجال بودى ، مجانين و اطفال را نصيب از آن ايشان زيادت نيامدى .
شعر
اقعد فقد أعذرت فى المطالب * فليس بالكدّ بلوغ الرّاغب
ملك فرمود كه : درر غرر كه از صدف خاطر نثار كردى ، مدخور شد و بدان سبب ارتياح فزود . بايد كه اعلام فرمايى كه قوام سياست [
a
297 ] نفس بر چند نوع است ، كه عقلا گفتهاند كه : بايد كه هرچيز را قوامى باشد .
فيقراؤوس گفت : سياست بدن بر عدل است و كسى را عدل حقيقى ميسّر