تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
دهان او برده و لعل او صدف لؤلؤ گشته . حوراى خلد از رشك حسن او لب به دندان گزيده ، و عقل نيش زلف او بر نوش جان گزيده . و از غايت شهامت آن عفيفه و كمال فطانت آن صالحه ، ملك را بر راى او وثوقى تمام بود و بر نصايح او اعتماد كلّى . از آنكه استصواب او ضوامن يمن و روايد نجح بود . روزى ملك با وى بر نهالى زربفت نشسته بود كه از اسلاف مانده بود ؛ و قاعدهء ملوك آن عهد و سيرت سلاطين آن تاريخ چنان تمهيد داشت كه جمله ديباها را به صورت خود هنگام نسج موشّح گردانيدندى ، و كميّت و كيفيّت مملكت خود بر حاشيهء آن ديباها نقش فرمودندى . ملك در آن صورت كه بر حاشيه بود التفات فرمود . رغبت او صادق شد در آنكه استخبار اخبار آن ملك كند [
b
271 ] و بسطت مملكت و مدّت دولت او معلوم گرداند . حالى فرستاد و از كتبخانهء خود تواريخ ملوك آورد و حكايت او مطالعه كرد . بعد از آن يونا را گفت كه : اين ملوك ماضى و سلاطين سالف كه به جوار رحمت انتقال كردند ، همه بر بساط نشاط متمكّن بوده‌اند و به كمال جلال و وفور مال مغرور . اكنون همه رهين مغاك و قرين خاك شده‌اند و رسل و نسل ايشان از اين جهان منقطع گشته ، ظاهر است كه ملك عالم عنصرى در تصرّف ايشان نيست ، و سعادت آخرت ايشان در مشيّت است . و احوال ما چون حال ايشان خواهد بود كه گفته‌اند : كلّ آت دان . يونا نطاق نطق بگشاد و گفت : شاه جهان وارث اعمار عالم باد و نظام عالم به قوام دولت او مقرون . بداند كه ايمّهء راشدين و علماى روى زمين چنين گفته‌اند كه : هركه خواهد كه اعتبار جهان پيش از خود و پس از خود بداند ، در حال اسلاف و اعقاب ايشان نظرى شافى فرمايد ، او را معلوم گردد كه پيش از او تمهيد امور سلطنت چنان بوده است ، و بعد از او تقرير استمرار دولت چنان خواهد بود . و بدان‌كه اكتساب ثواب آخرت به حسب زاهر است نه به نسب طاهر ، و به ثروت باطن است نه به قوّت ظاهر . و نجات و درجات آخرت تعلّق به معرفت