تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
اقتباس آن از انوار راى مبارك خويش داند و اگر نتايج افكار بندگان بر سنن صلاح و نجاح نيايد ، حمل آن بر قصور وهم و فتور فهم بندگان فرمايد كرد ، معلوم باشد كه عقلا گفته‌اند : نهاده را چو نكوتر نهى شكسته شود . نبايد كه خداوند چون باز حريص باشد كه بر يك صيد قانع نشود و در تصييد ديگرى راى كند . لاجرم به فقد آن كه دارد مأخوذ گردد و به تضييع آن گرفتار آيد . و چنان مباش كه گويند كه با هركس ديوى هست كه نام او ثم الخير است ، تا هميشه از تحفّز بىوقت و تشرّب بىهنگام متعوب و مكروب باشد . و اصحاب فضايل و ارباب فواضل گفته‌اند كه : سه مهمّ است كه مردم آن را سبب اجتهار و موجب اشتهار دارند . امّا كسى كه به دناءت نفس و رذالت راى موصوف بود ، در آن خوض نمايد . يكى سفك خون ناحق ، دوم نهب اموال بر مقتضاى ظلم ، سيم قلع كسى به باطل بر وجه تسلّط جهت جذب منفعت . و از اين هر سه جلا [
b
188 ] نامرضىتر است از آنكه آن هر دو در اين يكى مضمر است . و تا خداى را ، جلّت قدرته ، با شخصى عنايت نباشد ، او را به سنا و علا مخصوص نگرداند و فناى او را قبلهء عالميان و كعبهء جهانيان نكند . بيت
دولت چو با كسى به جهان همرهى كند * شيرِ سپهر بر درِ او روبهى كند
و متقدّمان گفته‌اند كه : هر كس كه بىحجّتى قاطع و برهانى ساطع با كسى مصارحت واجب دارد و مكافحت جايز شمارد و به نقصان عمر و حرمان جاه ابتلا ياود ، و آن مناوشت بىوجه و محارشت بىاصل او را در و بال اذلال اندازد . ظاهر است كه شير بر ولايت خويش تسلّطى دارد بغايت و تمكّنى بكمال ؛ و پادشاهى به حكم ارث به دو رسيده است و ملك موروث به مملكت مكتسب انضمام يافته ، و از او هفوتى صادر نشد و جرمى شايع نگشت و تطاولى در اين ديار ننمود كه سبب قلع و موجب قمع او باشد ، و نيز دشمن خامل ذكر خامد فكر نيست كه بىتدبّر و تفكّر به جلاى او اقتحام رود . و معلوم است كه هر مهم كه در
روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 341 | محمد غازي ملطيوي / محمد روشن و ابوالقاسم جليل پور