تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
و بدان كه نظام احوال بيرونى ميسّر نگردد مگر به توفيق خداى و اتّفاق نيك و سياست تمام و ياران مشفق و فاضل و پيش‌بين و تدبير خوب . و بايد كه در صيانت سعادت استبداد فرمايى و اقطار اقبال را به وساطت تيقّظ از كدرت اختلال و شوب افتعال مصون دارى ؛ و سعى كن در آنكه مباهات رعايا و اوساط مردم به مزيّت فضيلت و مزيد طاعت و شمايل خوب بود ، نه در جمع مال و تطريز احوال ، تا نعمت بر خلايق تنگ نشود و اساس حكمت منهدم نگردد . و شخصى را كه به درن حرص ملطّخ باشد و به وسخ طمع ملوّث ، او را در جريدهء هوان و صحيفهء امتهان مثبت گردان ، و كسى را كه به حليت فضيلت آراسته باشد و به طراز شريعت مطرّز بود ، عزّ اعزاز كرامت كن و كرم اكرام مبذول دار ، و نبايد كه خاطر را بر روم فراغت و طلب استراحت اجازت دهى كه فضلا گفته‌اند : رفاهت بستر خوش است ، بر آن نيارامد [
a
68 ] مگر مرذول اقبال ابدى و مخذول جلال سرمدى . بيت :
پاى تا در راه ننهى كى شود منزل به سر * رنج تا بر نفس ننهى كى شود تن جفت ناز
و هر روز كه مىگذرد ، از عمر تو كم مىگردد . و قدما گفته‌اند : هر كه او در اين منزل فنا و مسلك عنا بر ادهم شب و اشهب روز راكب شد ، به مرحلهء فوات و معرس فنا بخواهد رسيد . و اعلام دهم ترا از چيزى كه صغو خاطر و ميل ضمير در آن راسخ است و صون فلاح و ضبط صلاح در آن منوط . و آن آن است كه خلايق كه مستظلّ شرف و مستمطر سحب ارعاى تواند ، همه را بر وراعت محرّض و بر براعت مستحثّ باشى ، تا جمله مقبل ابد و مكرم سرمد باشند و ولايت ترا به حسب افعال ايشان ولايت سعدا و بلاد فضلا خوانند . و بدان كه سه خلق منظور عقل و منسوج ذكاست : يكى سخاوت ، دوم كرم ،