تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
چنين است : « لا تميتوا القلوب بكثرة الطَّعام و الشّراب ، فإنّ القلوب تموت كالزّروع . . . « 1 » » . و اين تشبيه واقعگرايانه مسائل اساسى و مهمى را در تربيت آدمى و خودسازى و پرداخت اجتماع و تنظيم برنامهء اقتصادى متوازن به ما مىآموزد ، كه به سه تا از آنها در اينجا اشاره مىكنيم : ( 1 ) - اندامهاى انسان و جهازهاى ظاهر و باطن او ، همه مانند كشتزار است - چنان كه مقتضاى وجود نباتى او است - پس همان گونه كه كشتزار به بيش از آنچه آب لازم دارد و آن را بسنده است نيازى ندارد ، و افزون بر اين مقدار سبب تباهى و نابودى آن مىشود ، انسان نيز به خوردنى و نوشيدنى جز به مقدارى كه بسندهء او باشد نيازمند نيست ، و افزون بر آن سبب فساد و فناى وى خواهد شد ( و لو أنّ النّاس قصدوا في المطعم لاستقامت أبدانهم « 2 » - ( 1 ) اگر مردمان در خوراك ميانه روى را برگزينند ، بدنهاشان استوار و سالم مىماند ) . ( 2 ) - زراعتى كه بر اثر آبيارى بيش از اندازه تباه شده است ثمرى نمىدهد و از وجود آن اثرى كه مطلوب است به دست نمىآيد ، پس انسان نيز چنين است ، و چون با پرخورى و پرآشامى فاسد و تباه شود ، بر وجود او اثر مطلوب از « حيات انسانى » ، مترتّب نخواهد شد . ( 3 ) - دل آدمى ، مانند ديگر نيروها و جهازهاى بدن او ، از قوانين تكوينى و نواميس جارى در جهان هستى پيروى مىكند ، پس به همان گونه كه افراط و تفريط به هر چيز - از ديگر چيزهاى جهان - زيان مىرساند ، به انسان و دل او نيز آسيب مىرساند . خوراك زيادى قلب را مىميراند ، و چنين است مال زيادى و آنچه به آن مربوط مىشود - همچون زندگى اشرافى و اترافى و مصرف اسرافى - كه اينها نيز سبب مردن و سياه شدن دل ، و فروخفتن شعلهء احساسات انسانى انسان است . و اين مرداب ، يعنى مرداب زندگى تكاثرى و اترافى ، همان چيزى است كه توانگران و ناز پروردگان تنعّم را به مرگ روحى سوق مىدهد . و به
هامش
« 1 » « مكارم الاخلاق » / 171 . « 2 » « بحار » 66 / 334 ؛ از سخنان امام ابو الحسن علىّ بن موسى الرّضا « ع » .