عالم وجود جز خدا نيست . . . » « 1 » شما اى خوانندگان ! عظمت و اهميّت اين شرطها را مىبينيد ، كه چه بسيار كم در افرادى بهم مىرسد ، بدانسان كه جز در كسانى از اولياى خدا « 2 » صورتپذير نمىشود ( يا در اندكى از مؤمنانى بس صبور و استوار و قانع و . . . ) ؛ بويژه بعضى از آنها ، مانند « رضا » به آنچه خدا خواسته است ، كه تحقّق همه به آن بستگى دارد ، و به همين جهت است كه محدّث مزبور در بارهء آن چنين مىگويد :
« راضى كسى است كه از خداى خود - خواه چيزى از دنيا به او برسد يا نرسد - ناخشنود نگردد . . . شهيد ثانى گفته است : « نسبت صبر به رضا ، در نزد اهل تحقيق ، همچون نسبت معصيت به طاعت است » . . . و رضا شعاع نور معرفت است . و راضى همهء انتخاب ( و ميل ) خود را زير پا مىنهد و نابود مىكند . . . و « رضا » ( به آنچه خدا خواسته است ) ، واژه اى
هامش
« 1 » « لئالي الأخبار » ، باب چهارم / 138 - 155 ، چاپ سنگى ( 1320 ق ) .
« 2 » در اينجا ، خاطره ها ، ما را وا مىدارد تا يادى كنيم از حضرت شيخ على اكبر الهيان رامسرى تنكابنى ( م : 1380 ق ) ، و خواهرزادهء او ، حضرت شيخ مجتبى قزوينى خراسانى ( م : 1386 ق ) - به روزگارى كه با فقر بسر مىبرد - اين دو عالم ربّانى ، از خداگرايان متوغَّل در تألَّه و توجّه بودند ، همدم قرآن و داناى اسرار . شرطهايى كه ياد شد در امثال اين گونه كسان از اوليا تحقّق تواند يافت . و ديگر چشم روزگار مانند اين دو تن كمتر بيند ، و مانند « سيّد موسى زرآبادى قزوينى » ( م : 1353 ق ) - استاد سترگ آن دو بزرگ ، و مانند « ميرزا مهدى اصفهانى خراسانى » ( م : 1365 ق ) - استاد شيخ مجتبى قزوينى ؛ زيرا كه اينان علم حقيقى ( علم صحيح ) را از سرچشمهء الهى و جاودان آن ( يعنى قرآن و اهل قرآن - عليهم السّلام ) فرا گرفتند ، و با « روح يقين » دمساز گشتند ، و از محدودهء متخالف افكار و اصطلاحات - پس از وقوف كامل بر آنها و بر طرق سلوكى و رياضتى صاحبان آنها - فرا رفتند ، و اوج گرفتند ، و با همهء كيان تعقّلى خويش به « علم مصبوب » روى آوردند ، و به چشمهء معرفت راستين رسيدند ، و به جوهر انسانيّت ، و به تشعشع عقل نورى ، و سرّ تقوى ، و راز تفكّر ، و روح عبادت ، و فروغ نماز ، و خلع بدن و سپس خداوند به آنان خستگى داد ، تا با « ناموس دهر » پيوند يافتند .
خداوندا ! جان مينوى آنان را هر چه زلالتر ساز ، بر فروغ ابدى آنان همى بيفزاى ، از بركات دعاى آنان ما را بهره مند گردان ؛ و چون مرگ ما را رساندى ، و سپس زنده مان كردى ، ما را - در سايه ساران رحمت بيكران خويش - با آنان محشور بفرما ! و اين دعا را مستجاب كن ، اى پروردگار عالميان .