( 6 ) - منظور از آنها - در نهايت - طرد غناى تكاثرى و زندگى شادخوارانه و متكبّرانهء شادخواران است ؛ به همين جهت علَّامهء مجلسى در شرح اين حديث نبوى :
« اللَّهمّ أحيني مسكينا ، و أمتني مسكينا ، و احشرني في زمرة المساكين
- ( 1 ) خدايا مرا مسكين زنده بدار ، و مرا مسكين بميران ، و مرا با مسكينان محشور كن » . مىگويد : « مقصود آن حضرت تواضع و فروتنى است و خروج از ردهء گردنفرازان و متكبّران » « 1 » - فقر به معنى اندك بودن مال است نه هيچ نداشتن ، پس احاديث مدح ، شامل مسكنت و بىچيزى نمىشود ؛ بنا بر اين ، هيچ جامعه اى اسلامى نمىتواند از انجام دادن وظيفهء واجب خود در جهت بىنياز كردن مسكينان ، و خرجى دادن به بىچيزان ، و مالدار كردن ايشان ، و رساندن سطح زندگى آنان به سطح زندگى متعارف ديگران - چنان كه در تعاليم امامان هادى « ع » آمده است « 2 » - تن زند .
( 8 ) - « خواستار فقر شدن در دعاها نيامده است ، بلكه در بيشتر آنها پناه بردن به خدا از فقر - كه سبب بدبختى مىشود - آمده است » . « 3 » و اين خود دليل بر آن است كه فقر امر مطلوبى نيست .
( 9 ) - در احاديث آمده است :
« إنّ الفقر كاد أن يكون كفرا »
، و آيا ممكن است چيزى كه نزديك به كفر است پسنديده و مورد ستايش باشد ؟ پس بايد مقصود از فقر مورد ستايش را - كه در بعضى از احاديث آمده است - از لحاظ معنى و چارچوب آن به خوبى تشخيص دهيم . « 4 » ( 10 ) - در احاديث آمده است كه داشتن ، به دين و پرهيزگارى و
هامش
« 1 » « بحار » 72 / 17 .
« 2 » « وسائل » 6 / 159 ؛ نيز - فصلهاى « سطح زندگى براى توده ها » ، از باب 12 ( جلد ششم )
« 3 » « بحار » 72 / 7 .
« 4 » ذكر 20 شرط خواهد آمد ، كه هر گاه آنها در فقيرى گرد آيد ، فقر در مورد او نيك است و ستايش شده است .