تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
آن ، به منزلهء خوددارى از پذيرفتن تقديرهاى خدا در بارهء خلق و هدفهاى الهى هستى به شمار مىرود ، و اين خود صورتى از صورتهاى كفر است ؛ و در پى آن چيزى جز هلاك و نابودى نخواهد آمد . و آنچه گفته هاى ما را بيشتر در روشنى قرار مىدهد و تثبيت مىكند ، و دليل بر آن است كه مواهب و نعمتها بايد براى همه و در دسترس همگان باشد ، آن دسته از آيات قرآنى است كه مردمان را به شكرگزارى و بزرگدارى نعمتها فرا مىخواند . در قرآن كريم پس از ذكر نعمتها بر شكرگزارى تأكيد شده است . پس لازم است به معنى شكر و سپاس و آنچه از آن مقصود است توجّه شود ، بخصوص پس از درك اين نكتهء مهم كه شكر نعمت بر نعمت مىافزايد و آن را بيشتر مىكند ، و كفران نعمت سبب كم شدن و نابودى نعمت مىشود . حقيقت شكر چيزى است كه در مرحلهء عملى آشكار مىشود ، نه تنها در مرحلهء لفظى و زبانى . و سپاسگزارى عملى ، استفادهء صحيح و مشروع و عادلانه از نعمتهايى است كه خدا در دسترس انسان قرار داده است ، و تعميم دادن اين استفاده براى همهء بندگان خدا . و بهره مندى درست و عادلانه از نعمتها و موهبتهاى الهى ، هنگامى تحقّق پيدا مىكند كه مطابق با معيارهايى باشد كه خدا و رسول خدا « ص » معيّن كرده‌اند و دستور داده‌اند ؛ و در مسيرى قرار گيرد كه با حكمت آفرينش و حكمت نعمت بخشى الهى موافق باشد ، و راه را براى برپا شدن عدالت - كه خداوند آفرينندهء حكيم روزى دهندهء احسانكنندهء رحيم به آن فرمان داده است - هموار سازد ؛ و موجبى پديد نيايد تا آنچه عامّ است خاص شود ، و آنچه خاصّ است عام . امّا خاص شدن عام ، مانند نعمتهاى الهى ، كه براى همهء بندگان خدا آفريده شده و عام است ، ليكن با استفادهء متجاوزگرانهء از آنها ، اين نعمت عام و همگانى ، خاص مشتى مىشود ، و ديگران از آن محروم مىمانند . و امّا عام شدن خاص ، مانند برخى بحرانها و انتقام پس دادنها كه خداوند متعال ، - بنا بر حكمت - براى بعضى از اشخاص ، در برهه اى از زمان مقدّر فرموده است ، ليكن با تجاوز و تعدّى اقتصادى و افراط در مصرف و متروك گذاشتن حقوقى كه بايد به ديگران پرداخته شود - كه برخى از توانگران مرتكب مىشوند