قابل توجّهى نيست » . شيخ طبرسى در معنى اين آيه مىگويد : « يعنى اين ميوه ها ساختهء دستهاى ايشان نيست » « 1 » ( يعنى ما ، نافيه است ) ، و آن را بعنوان نخستين معنى از معانى آيه آورده است .
( 2 ) - عمل انسان عملى استقلالى نيست ، زيرا كه همهء امكانات آدمى براى عمل كردن ، حتّى دست و پاى او ، بنا بر ديد توحيدى ، از خداوند متعال است كه آنها را به فضل خود به او بخشيده است ؛ نيز چنين است هوايى كه تنفّس مىكند تا بتواند زنده بماند ، و قلب و مشاعرى كه احساس و ادراك وى بوسيله آنها انجام مىيابد : * ( قُلْ : أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ الله سَمْعَكُمْ وَأَبْصارَكُمْ وَخَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ ، مَنْ إِله غَيْرُ الله يَأْتِيكُمْ بِه ، انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآياتِ ، ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ) * ؟ ، « 2 » ( اى محمّد ! ) به ايشان بگو : چه خيال مىكنيد ، اگر خدا چشم و گوش شما را بگيرد و بر دلهاى شما مهر نهد ( تا چيزى نفهميد ) ، كيست جز خدا كه آنها را به شما باز پس دهد ؟ ببين كه چگونه حجّتها را براى ايشان بيان مىكنيم ( و باز مىنمايانيم ) و باز ايشان روى مىگردانند ( و طفره مىروند ) ؟ ، » - اين عمل انسانى ، در بيشتر موارد ، به دست رنجبران و كارگران صورت مىگيرد ، و اينان كسانى هستند كه از نعمتها محرومند و آنچه دستهاى ايشان چيده است به دهانهاى ديگران فرو مىريزد .
پس بنا بر آنچه عرضه كرديم ، اگر اين تعاليم عملى گردد ، ديگر اين امكان براى مشتى از افراد آدمى دست نمىدهد تا در برابر نظام عامّ جهانى بايستند ، و مردمان را از هدفهاى زندگى و تكامل باز دارند ، و موهبتها و نعمتها را مخصوص خود و كسان خود سازند ، و از حدود نيازمندى مناسب تجاوز كنند ، و با زير پا گذاشتن مرزهاى الهى به اسراف و اتراف بپردازند .
پس خوددارى از گردن نهادن به قوانين جهان و برنامه هاى حكيمانهء
هامش
« 1 » « مجمع البيان » 8 / 423 .
« 2 » « سورهء انعام » : 46 .