تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة ( فارسي ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩

نگاهى به سراسر فصل

پاره اى از خاستگاههاى دولتى فقر :

احاديث و تعاليم اسلامى تنها به تعريف و شناساندن خاستگاههاى فردى و اجتماعى فقر بسنده نمىكنند ، بلكه چندان در اين زمينهء حياتى پيش مىروند تا همهء علَّتها و سببهايى را روشن كنند ، كه در شناختن نمود فقر و علل آن ، و راه از ميان بردن قطعى آن ، از اهميّتى خاص برخوردارند . شمارى از اين گونه علَّتها و سببها برخاسته از سياست اقتصادى است . ما در اين فصل پانزده خاستگاه ، از خاستگاههاى فقر را - بر شالودهء آيات روشن و احاديث صريح - يادآور شديم ، خاستگاههايى كه جنبهء دولتى دارند ، « 1 » و زمينه را براى فقر هموار مىسازند . علَّيّت امور ياد شده براى فقر روشن است ، از اين رو در بارهء آنها سخنى نمىافزاييم ، جز شش تاى از آنها :

1 - اختصاص يافتن اموال عمومى به طبقه اى خاص :

« 2 » شايد تاكنون بر خوانندهء گرامى كتاب ، اين مطلب آشكار شده باشد كه يكى از سببهاى فقر و خاستگاههاى اساسى آن ، غصب كردن اموال و روزيهاى عموم و در آوردن آن از دست ايشان و تحويل دادن به انحصار طلبان و مستبدّان اقتصادى است - اگر چه از راههايى نامرئى - و پيداست كه محرومان و كسانى كه اموال ايشان به غصب از چنگشان خارج شده است ، به تنهايى نمىتوانند از اين كار جلوگيرى كنند ، زيرا قدرت آن را ندارند ، چون قدرت در دست صاحبان قدرت و توان است - چنان كه امام صادق « ع » بدان اشاره فرموده است « 3 » - پس بر دستگاه حاكم است كه به
هامش
« 1 » چنان كه در دو فصل پيش ( فصل 33 و 34 ) ، خاستگاههاى شخصى و فردى ، و خاستگاههاى اجتماعى و عمومى فقر را - بر شالودهء آيات روشن و احاديث صريح - يادآور شديم . « 2 » خوانندگان گرامى توجّه دارند كه مقصود از اين عنوانها و فصلها و بحثها ، طرح كردن مسائل اصلى و علمى و دينى است ، به صورت اصل و قاعده ، كه در هر جا تحقّق يابد ، چنان آثارى در پى خواهد داشت ؛ و نظرى به موردى خاص نيست ، چنان كه قواعد علمى و كلَّى اين گونه‌اند . « 3 » « بحار » 3 / 126 .