تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
* ( 6 ) لم يظفر . . . : به خواسته و آرزوى خود دست نمىيابد و سخن و خواهش او نيز تباه مىشود . * ( 7 ) هيهات يضرب . . . : هيهات ، كه در آهن سرد مىكوبد . مصراعى است كه حكم مثل پيدا كرده ، و تمام بيت در ص 276 « تمثيل و محاضره » آمده :
ان كنت تطمع فى عصيدة « 1 » خالد * هيهات تضرب فى حديد بارد
اما در ص 190 ، ج 1 نفايس الفنون مطلب با اختلاف آمده : [ تضرب . . . در حق كسى گويند كه طمع در چيزى كرده باشد و حصول آن صورت نبندد . . . و مصراع اول او اينست : يا خادع البخلاء فى اموالهم - هيهات . . . ] . * ( 8 ) فالامور مرهونة باوقاتها : كارها در گرو فرصتهاى مناسب است . برآمدن هر كارى را هنگامى باشد . ر ك امثال و حكم دهخدا ص 235 . * ( 9 ) يا امير المؤمنين . . . : اى امير مؤمنان ، اگر خواننده‌اى در لشكرگاه تو ندا دردهد كه : اى بدبخت بىچيز ! كسى از سپاهيان تو نمىماند كه پاسخ ندهد ، و به اين ندا دهنده ، روى ننهد . * ( 10 ) اتدع مسجد . . . : آيا مسجد پيامبر خدا را رها مىكنى ؟ گفت مسجد پيامبر خدا را ترك مىكنم براى مصلحت امّت پيغمبر ، و قصد دارم كه گردن ترا با اين تازيانه بزنم تا ارتداد بر ائمّهء دين را شيوه و عادتى قرار ندهى كه پسينيان هم آن را سنّتى فرا گيرند و به كار بندند . * ( 11 ) ابو بكر هذلى : اين ابو بكر هذلى را نشناختم امّا به همين صورت اصل داستان در مروج الذهب آمده : [ روزى ابو بكر هذلى به حضور او بود و سفّاح با وى دربارهء انوشروان . . . سخن مىكرد . در آن دم طوفانى سخت شد و خاك و پاره‌آجرى از بالاى بام به مجلس افكند . . . ] . ص 270 / ج 2 - مروج الذهب ترجمه پاينده . * ( 12 ) ما اعجبك . . . : هذلى ! كار تو ، چه شگفت‌آور است ؟ ! آنچه ما را ترسانيد ، ترا نترسانيد ؟ * ( 13 ) ما جعل الله . . . خداوند در درون هيچ كسى ، دو قلب قرار نداده . بخشى است از آيه 4 - احزاب .
هامش
( 1 ) . عصيده : حلوا