تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
سابرىّ : نوعى از جامهء نازك منسوب به سابور . عرض سابرىّ : عبارتست از نشان دادن چيزى و تعارف آن ، بدون آنكه در تقديم و تعارف آن حالت جدّى و مبالغه باشد « 1 » و اين از آن جهت است كه صاحب مال بر آن ميل فراوان دارد و نمىخواهد به كسى بدهد ( المنجد ، متن اللغة ) . و در لسان العرب مىافزايد : سابرىّ جامهء بسيار نيكويى است كه با كوچكترين نشان - دادن ، مردم در آن رغبت مىكنند . * ( 111 )
إِنَّ أَوْهَنَ . . . :
بىگمان سست‌ترين خانه‌ها ، خانه عنكبوت است . بخشى است از آيه 41 - عنكبوت . * ( 112 ) امّا سنّت نبوى است كه در كنج ويران غار . . . : اشاره‌اى دارد به هجرت رسول اكرم ( ص ) و پناه جستن آن حضرت و يارش ابو بكر در غار ثور . * ( 113 ) اضاحك ضيفى . . . : من ، پيش از آنكه مهمانم بار سفرش را باز كند و بر زمين نهد ، به رويش لبخند مىزنم ، و او همواره پيش من احساس فراوانى و فراخى مىكند ، هرچند كه در ديار من خشكسالى باشد . نشان فراوانى و فراخى ، براى مهمانان ، تنها فراوانى طعام نيست بلكه ، [ بيش از همه ، نشان فراخى ] گشادگى چهره و روى بخشندهء صاحبخانه است . * ( 114 ) مخلد بن الحسن : به كسى با اين نام از اطرافيان و ندماى مأمون برنخوردم . « حسن بن مخلّد » وزير معتمد بوده ، كه با مأمون ارتباطى نمىتواند داشته باشد . ر ك * ( 88 ) باب سوم . * ( 115 ) محمّد بن الجهم . . . : تمام اين داستان با مختصر اختلافى در كتاب اغانى ، ج 14 ، ص 9 - 178 آمده كه اين‌گونه آغاز مىشود : [ قال محمّد بن الجهم البرمكى ، قال لى المأمون يوما : يا محمد انشدنى بيتا من المديح . . . ] . * ( 116 ) يجود بالنّفس . . . : [ ممدوح من چنانست كه ] اگر مرد بخشنده نسبت به او بخل بورزد ، او نفس خويشتن را مىبخشد و بخشش نفس والاترين حدّ و نهايت جود است . شعر از مسلم بن وليد معروف به صريع الغوانى .
هامش
( 1 ) . ظاهرا نظير آنچه در ايران به « تعارف شاه عبد العظيمى » معروف است .
دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 200 | رضا انزابى نژاد / محمود بن محمد بن الحسين الأصفهاني